چرا القاب آیت الله و حجه الاسلام والمسلمین و حجه الاسلام مصرف می شود؟

آیت الله در قرآن کریم بر عیسی و مادرش اطلاق شده است . «وَالَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آیَهً لِّلْعَالَمِینَ» (1) همه چیز آیه و نشانه قدرت الهی و مظهر حول و قوه ی الهی هستند . اما عیسی و مادرش نشانه آنند که قانون مستقل از خداوند نیست و خداوند مستقل از قانون است . زن بدون شوهر صاحب فرزند شود و نوزاد در روز تولد سخنرانی کند .
درباره علی علیه السلام آمده آیته الکبری و النباءالعظیم و وقتی علامه حلی فوق العادگی خود را نشان داد دیدند آیه ای است از نظر قدرت اجتهاد به او لقب آیت الله داده شد .
میرزای بزرگ که بزرگترین طرح اجانب ، برای زیر سلطه بردن کشور امام زمان علیه السلام را با یک فتوا متوقف کرد و نشانه ی حقانیت اسلام شد به او لقب حجه الاسلام داده شد و علما حجت مسلمانان در مقابل کفار هستند و لقب حجه المسلمین برای اهلش سزاوار است .
از نظر کلی وجود لقب ضروری است در تمام رشته های تخصصی مطابق درجات تخصص باید عنوانی وجود داشته باشد تا معرف باشد . قرآن می گوید «وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا» (2) اما فراموش نکنید که همه از یک پدر و مادرید و افتخار به قبیله غلط است افتخار به تقواست .
فرق است بین اسم گذاری برای شناسایی صرف و اسم گذاری برای شناخت درجات و مراتب . در همه جای دنیا استفاده از عناوین ضابطه و مقررات ویژه دارد . در کشور ما وزیر کشور چون نتوانست اعتبار مدرک خود را اثبات کند نمایندگان رای خود را از او پس گرفتند .
آیا این عناوین در روحانیت اسباب وجاهت و اعتبار نمی شود ؟ پس چرا مدرک دانشگاهی ارزیابی می شود ؟ مرجع ارزیابی عناوین روحانیت باید حوزه باشد ، درست است که معرف مراجع و اساتید شاگردان آنها هستند و معرف شاگردان اساتید و مراجع دور هم لازم نمی آید . زیرا مجموعه شاگردان معرف استاد و مرجع هستند و شاگرد است که به صورت موردی کسب اجازه از استاد و مرجع می کند و این هم از ضابطه مندی و سلامت حوزه ها بوده که افراد گمنام و تهی دست به دلیل درستکاری و فضل به زعامت حوزه و رسالت ملت شیعه می رسیدند و این از افتخارات تشیع بود که عالم نه وابسته اقتصادی به حکومت بود و نه وابسته اعتباری .
و اکنون هم که حکومت اسلامی به وسیله علما تشکیل شده نباید استقلال اقتصادی و اعتباری عالم آسیب ببیند .
امام راحل به حق حکم کرد که غیر روحانی امام جماعت نشود چنانچه روحانی حضور دارد ، تا جلو فتنه گروهک ها را بگیرد .
دیر یا زود بایستی عناوین تعریف شود و مرجع رسمی تایید عناوین مشخص شود وگرنه مجرد شهرت اگر بخواهد سند اعتبار باشد به سرنوشت پول بدون پشتوانه کالایی گرفتار خواهد شد .
 سالهاست نظرم را اعلام کرده ام که پول اسلام پشتوانه کالایی دارد و اگر هزار سال یا چند هزار سال بر مال بگذرد و دیـن ادا شود مبرء ذمه است . چند هزار سال قبل کسی از دیگری مقداری گندم یا طلا یا هر کالای دیگر طلب داشته از دنیا رفته است وارث می خواهد ادای دیـن کند همان مقدار را به ورثه طلبکار بدهد کافی است . اما پول رایج جهانی مال نیست . اعتبار مقوم مالیت آن است . کسی که یک میلیون تومان امروز را می خواهد فردا بپردازد مثل آن است که از یک تن گندم نیم کیلو کم کند و سپس بپردازد به همین مقدار مدیون است . قرض و ربا ، دو طرف کفه های ترازو هستند هرجا قرض ممکن نشد ربا غیر قابل اجتناب است . علت اینکه در تمام جهان قرض الحسنه حقیقی میسر نیست به خاطر اعتباری صرف بودن پول رایج جهانی است در اسلام قرض الحسنه حقیقی وجود دارد «مات علی علیه السلام علیه من الدین ثمان ماته الف درهم و باع الحسن علیه السلام ضیعه له بخمس مأه الف درهم و ضیعه به ثلاث مأه الف درهم ادی دینه» (3) ممکن است سالها مدت دیـن طول بکشد و ظلمی واقع نشود بعد از سالها حتی یک درهم اضافه پرداخت نشده و ظلم هم نشده چون امام ذره ای ظلم نمی کند «فَلَکُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِکُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ» (4) این عبارت نص درباره مال بودن پول اسلام است .
اسکناس با پشتوانه مال ، مال است . اسکناس بدون پشتوانه مال صرفا اعتبار است . کم شدن اعتبار غیر از تغییر قیمت سوقیه (بازاری) است . قیمت سوقیه مقوم مالیت اموال نیست کسی ضامن قدرت خرید نیست . نمونه ای از خطر اعتبار بدون پشتوانه خدمتتان عرض کنم پدرم خانه ای با سقف عتیقه و درهای عتیقه و شیشه بری های جالب با امکانات کچ بری با بیش از 13 اتاق غیر از سردابها و ایوان های منبت کاری شده و استخر و باغچه و آب جاری و چاه منبع در کمتر از صد سال قبل به 70 تا یک تومانی خرید ، اما بشنوید از پول امروز که در مشهد یک بسته عناب خریدم 1800 تومان ، شمردم 20 عدد بود یعنی هر عدد 90 تومان ! اگر پول پشتوانه کالایی نداشته باشد از کجا به کجا می رسیم عناوین القاب هم اگر مجرد پذیرش مردم و گردش آن بر زبان مردم باشد به سرنوشت پول گرفتار می شود .
اگر پول با پشتوانه مالی و کالایی با گذشت چند هزار سال اعتبارش کاهش پیدا نمی کند عناوین هم اگر پشتوانه کارشناسی و صلاحیت داشته باشد با گذشت زمان تنزل پیدا نمی کند .
اینکه گفتم بعد از این اگر کسی نسبت به شخص من حذف القاب نمود مرا شیخ محی الدین صدا کرد یا نامه نوشت نمی توانم از او دلتنگ باشم زیرا او باور نداشته که حجت حقانیت اسلام و یا حجت حقانیت مسلمین هستم یا شخصیت فوق العاده ای که بین هم نوعان آیه و نشانه باشم ولی هر زمان که معیار و میزان و مرجعی بر این عناوین بود و آن مرجع پس از بررسی و ارزیابی لقب یا عنوانی را به رسمیت شناخت با آن عنوان افتخار می کنم و خود را به آن می نامم همانگونه که هر دسته ای به عناوین خود افتخار می کنند .
1- انبیاء/21
2- حجرات/13
3- وسائل الشیعه
4- بقره/279

مطالب مرتبط

Post navigation

پاسخ دهید