دست نوشته ای در مبانی انسان شناسی

یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذاهتدیتم
خدای را که به زشتی زشت کاران؛ کرد
عیان، جمال جمیلان ماه سیما را
به دوستی و زیبائی سوگند که پاکی پیروز است.

در انسان ها دو جریان جاری است:
1- معرفت باقی و فانی و باور این که وظیفه ترجیح باقی بر فانی است؛
2- جاذبه شدید عزت و قدرت و رفاه و لذت اگر چه فانی باشند.
کسانی که از جاذبه های فانی عبور می کنند و وظایف خود را نسبت به ترجیح باقی بر فانی جدی می گیرند؛
باور کنندگان هستند. آیه فوق به اینان می گوید؛ به خودتان برسید به آنچه میدانید پای بند باشید. گمراهان نمی توانند شمارا از راهتان منحرف کنند؛ اگر به آن چه میدانید عمل کنید. این مطلب قوت قلب عجیبی است برای انسان های درست کار اگرچه تازه کار باشند؛ و همین مطلب اخطار غریبی است برای انسان های کهنه کار؛ اگر در درست کاری مشکل دارند. شیطان گمراه کهنه کاری است و جوانان خدا جو، درستکاران تازه کار. درستکار از کهنه کار مترس، می گوید؛ ابلیس کهنه کار است، زورمداران، زرسالاران، سیاست گذاران سابقه دار؛ کهنه کاران هستند. مردم آزادی خواه، عدالت طلب، و طرفداران اخلاق و درستکاری؛ درستکاران تازه کار هستند. ما دیدیم چگونه سرمایه داری از آزادی خواهی سوء استفاده کرد؛ ولی بالاخره، درستکاران دارند از سرمایه داری و لیبرالیسم عبور می کنند. و دیدیم احزاب قوی و پیچیده کمونیستی، چگونه از حس عدالت طلبی مردم سوء استفاده کردند؛ ولی بالاخره درستکاران از آن ها عبور کردند. درستکاران از میان چپ گرائی و راست گرائی خارج می شوند، و این دو حزب بزرگ که در مقابل هم صف آرائی کرده بودند؛ در مقابل صف جدید درستکاران ولو این که تازه کار باشند، کم می آورند.
این درستکاران از تمام ادیان و عقاید و از تمام احزاب و جمعیت ها و از میان تمام نژاد ها و قبایل و از میان همه انواع حکومت ها و گرایش ها عبور می کنند و یکدیگر را در عالم می یابند و در هم حل می شوند، به طوری که از همه جای دنیا هستند اما در هم جوش خورده اند از همه دینی تراوش کرده اند واز همه سبکی و گرایشی تغذیه کرده اند، اما حالا که به هم رسیده اند همه یکی شده اند. همه یک چیز می خواهند؛ براندازی ناپاکی ها، طاهر نگهداشتن خود و طاهر کردن دیگران و نجات طاهر ها از ستم آلوده ها.
خدا در این میان چه کاره است؟
خداوند همه مهره ها را به خوبی چیده است تا هرچه بیشتر این بازی زیبا و تماشائی باشد، انواع فرهنگ ها و زبان ها و انواع اسم ها و ایسم ها. جهان یک پازل است اگر آن را حل کردی آن را می بینی و می شناسی و محو زیبائی آن می شوی.
زینب کبری پازل را حل کرده بود و همه مهره ها را در جای خود دیده بود. مجموع صحنه زیباست. دیگران نتوانسته اند همه تکه های پازل را پیدا کنند و آن ها را به هم بچسبانند تا همه پازل را با هم ببینند و زیبایی آن را درک کنند.
دیگران می گویند از ظلم و شکنجه بدتر چیست؟ از کشتار بی رحمانه و محاصره و آب را بر انسان ها بستن و از آب دادن به طفل چند ماهه مضایقه کردن و گلوی او را با تیر پاره کردن بد تر چیست؟ زشت تر از این صحنه چیست؟ زینب کبری می گوید: همه این مسائل و مصائب را تحمل کردن و بر پاکی و طهارت ماندن زیبا تر چیست؟ به ناپاک نه گفتن و بر این نه گفتن تا آخر ایستادن چه زیباست.
بیماری سخت است و کار پرستاری دشوار است؛ اما خدمت به انسان ها زیباست.
و بالاخره، پاکان جهان جامعه پاک را خواهند ساخت و تمدن پاک را پایه گذاری کرده و تکمیل خواهند نمود
و انسان ها چون ماهی که آب پاک یافته و پرنده ای که از قفس آزاد شده و به هوای تازه رسیده در آن فضای انسانی سرود دسته جمعی عشق را با هم خواهند خواند.
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر إن الارض یرثها عبادی الصالحون
خداوند آخر پازل را می بیند ملائکه همه پازل را با هم نمی دیدند. ملائکه گفتند؛ بشر است و خرابکاری و فساد و خونریزی. خداوند فرمود من چیز ها می دانم که شما نمی دانید.
انسان ها در پیکار با ناپاکی ها پاکی پایدار پیدا می کنند و جامعه پاک را پایه گذاری می کنند. خداوند می گویند مگر این نیست که پاکان با محبت و عشق نظام پاکی را بر پا می کنند پس اگر نهایت پاکی به عشق می پیوندد و هر چه فساد بیشتر باشد مبارزه شدید تر و هرچه مبارزه شدید تر پاکی در انسان عمیق تر و شدید تر و هر چه پاکی بیشتر عشق آتشین تر خواهد شد پس نگران نباشید، ما چیزی از دست نمی دهیم چون محبت همان است که جهان را برای آن ساخته ایم و ما این مطلب را در واژه بسم الله الرحمن الرحیم گنجانده ایم.
همه عالم پرتوی از رحمت رحمانی است برای تجلی پرتوی از رحمت رحیمی.
رابطه پاکان با ما عشق آنهاست و رابطه ما با پاکان رحمت رحیمی ماست.
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی

مطالب مرتبط

Post navigation

پاسخ دهید