عید فطر باید نماد وحدت باشد

هیچ فکر کرده ایم چرا واژه اداره را برای بخش های حکومت بکار می بریم چرا ؟ چون گردش است و گردش حول یک محور است چون تمام چرخ ها در صنعت دایره هستند  چرا بیضی نسیتند چون بیضی دو کانون دارد آیا اداره یک مملکت از قانون صنعت و اجتماع می تواند جدا باشد
در مسئله رویت هلال اگر بر مبنای شهادت شهود فردی عمل کنیم و در نتیجه اختلاف نظر حاصل شود بعضی باید روزه را واجب بدانند که خوردن آن کفاره آنچنانی دارد و بعضی باید روزه را حرام بدانند و در نماز عید شرکت کنند که مزد شب بیداری و روزه داری را دریافت کنند و با پرداخت زکات فطره سلامت خود را بیمه کنند .
آیا با اختلاف در مساله جشن عید ، جشن ما و عزای دشمن خواهیم داشت یا عزای ما و جشن دشمن ؟ عقل می گوید حرام و واجب قرار دادن روزه برای آن بوده که همه با هم بگیرند و همه با هم افطار کنند اگر روزه عید حرام نبود بسیاری به عنوان بدرقه رمضان روزه می گرفتند و وحدت حاصل نمی شد ، پس حکیمی که فکر حفظ وحدت از راه حرام کردن روزه در بعد از ماه را کرده بود . فکر حفظ وحدت در اعلام رویت و عدم رویت را هم کرده است و اگر نه امام برای چیست چگونه است تا امام واحد نباشد جماعت مسلمین شکل نمی گیرد ولی بدون نصب امام ، وحدت حاصل نمی شد پس امری که کمال آن در خط وحدت باشد از حدود امامت اجتماعی است . عید گرفتن یا آخر رمضان دانستن مثل ذکر رکوع نیست که مومنین در انتخاب آن آزادند هماهنگی در شروع اتمام رکوع است اضافه شدن چند رکوع بر مبنای اشتباه ماموم پذیرفته است اما در نماز فرادای پذیرفته نیست حال که اسلام جهانی نیست که همه مسلمین جهان در یک روز عید بگیرند لااقل در هر کشور به یک مرکز اکتفا شود و این زیبایی را بر زیبایی دیگر بیافزاییم کسانی که در هر امری که نظام بگوید عکس آن را انجام می دهند هوشیاری را به شعار ضد روز همبستگی با مردم فلسطین شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران تبدیل می کنند ، اگر برای ایران منهای اسلام و وحدت مسلمین بنا بود جانی فدا شود در سوم شهریور بیست چرا کشور به تسخیر اجانب در آمد و رئیس را عزل و دیگری را نصب کردند ؟ اگر کسانی در این فکر کشته شده بودند حتما قبرشان را لااقل سلطنت طلب ها زیارت گاه می کردند ، اما خبری نبود . آن زمان همه خاک را دادیم و خون ندادیم چرا وقتی مساله اسلام و مسلمین و نمایندگی امام زمان مطرح شد خون بسیار دادیم و ذره ای خاک ندادیم ؟ چرا این اتفاقات می افتد جنگ نرم ، کودتاه مخملی و … .
امت در حال حرکت است ، دشمن در تقلاست ، فرق است بین حرکت و تقلا ، تقلا تلاش بین مرگ و زندگی است . دشمن احساس خطرش به مراتب شدید تر از امت است . جلودار مرتبا اختار می کند پایه ها و ساقه ها که توده مردم است خوبتر می گیرند و زودتر جمع و جور می شوند ، امان از فرهیخته ها ! خیلی با خوش خیالی حرکت می کنند ، خیلی به کندی جواب می دهند . آیا « نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران » شعار خط امام است ؟ کسانی که مدعی تربیت شدن در کلاس امام بودند چرا جواب این شعار را ندادند ؟ درود بر مردم که دوران نزدیکند و افسوس بر اصحاب و نزدیکان او که نزدیکان دورند .
در وقتی که قرار شد سه نفر بر عزل و نصب ها نظارت کنند و یکی از آنان نماینده امام بود و مطرح شد هرچه اکثریت بگوید عمل شود به جای اکثریت حکمیت را پیشنهاد کردند و به امام راحل نامه نوشتم که امامت جمعه و نمایندگی صرف نظر می کنم تا این پست قربانی نشود ، امامت و نمایندگی را قربانی نمی کنم . گفتم هرجا دعوا می کنند ، برای آشتی امتیاز می طلبند ، اگر امتیازی داده شود چرخه دعوا تداوم پیدا می کند امروز عینا همان ماجرا را مشاهده می کنم .
بزرگان بیانیه اصلاح دهند مردم نمی پذیرند اگر هر کس ماجرایی را راه انداخت سپس حق السکوت گرفت خاتمه ماجرا نیست اول ماجرا است . در دعوای خانوادگی و مسائل شخصی چه عیب دارد مظلوم به سراغ ظالم برود و بگوید ! یا اخی اناالظالم حتی یقطع التهاجر .
امروز می بینم نصیحت امام صادق علیه السلام در ماجراهای شخصی ، در عبور از خط قرمزها مطرح می شود که وحدت جریحه دار شده است شما در مقابل تقلای دشمن کم آورده اید !!!  عقل و تجربه شما در مقابل مکر دشمن کم آورده است !!!
من یقین دارم انسان آگاه به جای امتیاز دادن ، از خود سلب مسئولیت می کند و سمت و امانت واگذار شده به خود را قربانی نمی کند چشم خواب آلوده تان را باز کنید!

مطالب مرتبط

Post navigation

پاسخ دهید