نامه حضرت آیت الله حائری شیرازی به مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب شیراز

بسم الله الرحمن الرجیم
ریاست هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت آب و فاضاب شیراز
سلام علیکم
طرح شما را جهت مطالعه و امعان نظر به جناب آقای مهندس قبادی نماینده مجلس که از اعضاء سازمان آب هستند دادم تا نظر ایشان را ببینم .
در مجموع بررسی جامع بود لیکن نکاتی به نظر میرسد تا کارشناسان و مشاورین در آنها اظهار نظر نمایند ، تقدیم مینمایم .
بدلیل تقسیم کار ، هر قسمتی به حوزه مربوط به خودش توجه دارد و وقتی مسائل مرتبط موضوع اما خارج از حوزه مسئولیت مطرح میشود راحت از کنار آن میگذرند که « انا رب الابل و للبیت ربُ‌ یحمیه » همان پاسخ حضرت عبدالمطلب به ابرهه سردار حبشی که برای هدم و تخریب کعبه آمده بود که  « من مسئول شترانم و خانه صاحبی دارد که از آن حمایت میکند » مثلاً شما میفرمائید من مسئول برداشت و توزیع و در نهایت فاضل آب شهری هستم اما اینکه چه مقامی مسئول بالا نگهداشتن آب چاههاست ؟ سازمان آب میگوید :‌ ما مسئول برنداشتن بی رویه از چاهها هستیم پروانه میدهیم و لغو میکنیم اما مسئول زمینه سازی برای بالا آمدن آب چاهها ، وزارت نیرو نیست .
طبیعتاً ، امر محول به وزارت کشاورزی و بخش آب خیزداری میشود آنها میگویند ساخت و ساز در حوزه آب خیز چاهها را باید مسکن و شهرسازی ممنوع کند ، قطع اشجار در حاشیه رودخانه ها و دامنه کوهها را هم ممنوع میکنیم اما مسئله غرس اشجار در دامنه ها و حواشی رودخانه از حوزه کاری ما و اعتبارات ما خارج است.
نتیجه این میشود که شما طرح برداشت و مخزن سازی و توزیع را دنبال میکنید در حوزه مسئول آب بودن و طرح جمع آوری فاضل آب ها را درحوزه مسئولیت فاضل آب ، اما اگر آبی در چاه نباشد شما میفرمائید ما مسئول  نیستیم .
یکی از دوستان تعریف میکرد که سه گروه پیمانکار برای حفر و نصب لوله و پرکردن و تسطیح شبکه ای مشغول بودند . در یک زمین ، پیمانکار دوم ، یعنی نصب کننده لوله نیامد . پیمانکار  اول کانال ها را کشید و پیمانکار سوم مدتی منتظر ماند دید لوله نصب نشد و کارگرها بیکارند دستور داد پر کنند . گفتند لوله نصب نشده ، فرمود : « انا رب الابل » .
در قضیه آب چنین وضعی داریم . بدلیل اینکه رودخانه عرض صد متری داشته و آب جاری درصد عظیمی از آن در رودخانه فرو میرفته و چاهها را تغذیه میکرده است وقتی کنار رودخانه جاده آسفالته میکشند و آب رودخانه از روی آسفالت میلغزد چاهها تغذیه نمیشود و شما گرفتاری پیدا میکنید . اما شما به شهرداری و مانع شدن از تغذیه چاهها ، گله ای نمی کنید که « انا رب الابل » .
در گذشته در هر کوی و گذری آبشی و چاه داشتید که آب ناودان ها که در کوچه روان میشد در آن چاهها فرو میرفت و منابع زیر زمینی از آن تغذیه میشد ، حال کانال کشی شهردار جهت جمع آوری آب سطحی همه را به رودخانه و از آنجا به دریا برمیگرداند .
وقتی سطح آب دریا بالا آمد آب شور دریا وارد آب های زیر زمینی آب رفتی شما میشود و کیفیت آب چاهها را ضایع میکند . شما میگویید وقتی سختی آب زیاد شد چاهها را متروک میکنیم یا به شهرداری جهت مصارف پارک ها و نظافت واگذار میکنیم .
چاههای آب رفتی یکی پس از دیگری از کیفیت افتاد و شما سراغ چاههای آهکی رفتید آنها هم وقتی تغذیه نشوند یکی پس از دیگری از خط خارج میشوند  نتیجه چه خواهد شد ؟
در موضوع سالهای پر باران و بالا آمدن آب چاههای فاضل آب طرحی را سازمان آب تهیه دیده بود که از طریق کانالهای زیر زمینی ، آب زیر زمین را به دریاچه مهارلو هدایت نماید حال اگر این کار میشد با بالا آمدن آب دریا ، این کانالها ، ورودی آب دریا به منابع آب زیرزمینی میشد .
اینکه هر کس در حوزه مسئولیت خود بدون توجه به اطراف طرح بدهد مسائل حل نمیشود .
مشابه این وضعیت آب ، مسئله هواست . الآن وزارت خانه ای مسئول بهداشت هوای شهرها نیست . ما مرتباً بوسیله گاز و بنزین و نفت و سایر مصارف سوختنی و تنفسی از هوا مصرف میکنیم . اما فاضل هوا و جمع آوری هوای فـاسد و تأمین هوای سالم متولی ندارد . اگر متولی داشت وقتی برداشت از هوا مطرح میشد مسئله تولید هوای جایگزین به اندازه مصرف ، مطرح میگردید و متولی میگفت فعلاً به اندازه هوای تولیدی مصرف کرده ایم اجازه ورود ماشین جدید بحوزه هوائی و تنفسی را نمیداد . اما کارخانه تولید میکند ، بازرگانی اجازه ورود میدهد ، نیروی انتظامی پروانه و پلاک میدهد ، بدون حساب و کتاب هوا مصرف میشود و تولید نمیشود .
در مسئله خاک هم قضیه از همین قرار است . خاک ، مصرف زراعت میشود اما خاک جایگزین چه خواهد شد ؟ متولی کیست ؟ یا اینکه باران بر اراضی که یک بار شیار زده شده و در دامنه کوههاست می بارد خاک در آب حل میشود ، رنگ قرمز آب ، حاکی از شسته شدن خاک است . خاکی که هزاران سال فعالیت پوشش گیاهی آن بوجودش آورده است وقتی به وسیله باران برداشته میشود هر جا رسوب کند از نفوذ آب به چاهها جلوگیری میکند ، منافذ بسته میشود این خاک در بستر رودخانه ها مرتباً از کشش رودخانه و نفوذ پذیری آن میکاهد .
اگر شما متولی رودخانه بودید از رودخانه بعنوان منبع تغذیه چاههای شهری خودتان استفاده میکردید . در مسیر آب قبل از اینکه به دریا برسد به منابع زیرزمینی خود آب را هدایت میکردید .
اگر حاشیه رودخانه ها و دامنه کوهها که مجاری آب باران است در اختیار شما بود برای درختکاری واگذار میکردید تا آب چاههای شما اعم از آب رفتی و  کاست ها تأمین شود . اینطور نیست که چاههای آهکی از آب باران به هدایت غرس اشجار استفاده نمی کنند . درست است که شیار کوههای آهکی چنین نفوذی را اجازه میدهد اما در میان صخره ها هم این درختان هستند که متولی حفظ منافذ آب به عمق زمین و کوه هستند .
درختان همان عملی را که مورچگان در تابستان انجام میدهند از تابستان برای زمستان ذخیره سازی می کنند . درختان از باران زمستان آب را به اعماق زمین برای گرمی تابستان خود هدایت می کنند و گرنه انباشتگی خاک اجازه حرکت آب را به اعماق زمین نمیدهد .
درختان متولی بلعیدن هوای کثیف و تأمین هوای سالم هستند اما متولی درختان کیست ؟ شهری که یک روز چهار هزار هکتار ساختمان نداشته ، بیست و هفت هزار هکتار باغ داشته که هم متولی آب چاهها و هم متولی بلعیدن هوای کثیف و هم متولی تولید هوای سالم بوده است . امروز ساختمان ها از سی و چهل و پنجاه هزار هکتار بالا زده و باغها خیلی کمتر از چهار هزار هکتار گردیده است خشکی چاهها و کثیف شدن هوا هر دو معلول عدم متولی و تأمین اعتبار برای تولید آب و هواست .
شما در ضمن از کیفیت بهتر آب سدّ صحبت کردید . آب چاهها در چرخه تولید و مصرف شهر و دریاست که مثل کاسه ای از همه طرف به ارتفاعات محدود شده . آب سد از خارج از سیستم وارد این سیستم میشود و هماهنگی را به هم میزند آب خوان شما ، سفره آب زیر زمینی شما ، سازمان آن در آینده با ورود مرتب این آب بهم میخورد و هر چه سیستم را تخریب کند پاسخ آن را آیندگان باید بدهند .
ما برای آیندگان چه میگذاریم ؟ میگوئیم وقت درو است گندم را برداشتیم  زمان کاشت ذرت است با سوزاندن بقایای کشاورزی هوای سالم را به دود تبدیل می کنیم چرا ؟ چون فکر می کنیم این هوای نامحدود هر چه خواستیم مصرف می کنیم نسل بعد هوا نمیخواهد ؟ آب نمی خواهد ؟ خاک نمی خواهد ؟
این حکم اسلام نیست. حکم اسلام سه اصل است : 1 ) تفقه در دین     2 ) صبر بر نائبه   3) تقدیر در معیشت .
این امت در امر اول و دوم موفق بود اگر مردم تفقه در دین نداشتند امام را از آنها گرفته بودند همانطور که علی علیه السلام و امامان را از مردم گرفتند و مردم را از آنها جدا کردند اما مردم بعد از امام بهترین را روی کار آوردند چون تفقه در دین داشتند . قدر رهبرشان را میدانند . در قسمت دوم هم چه در دوره انقلاب چه در جنگ تحمیلی صبر بر نائبه و حوادث و مصائب نمودند .
خـداونـد در امـر سـوم کـه انـدازه نگـهداری در تولید و مصرف است راهنمائی شان میفرماید .
اینکه بدون حساب از ذخیره ارزی برای همه مشکلات استفاده کنیم از مایه خوردن است . اینکه از بانک جهانی قرض کنیم بعد باید از ذخیره ارزی بپردازیم باز از مایه خوردن است . ما امروز علاوه بر درآمد نفتی از استقراض از بانک هم مـصرف مـی کنـیم و پـول کـه خـون اقتـصادی اسـت از stable   بـودن به آنunstable  بودن به اصطلاح پزشکی میرسیم . وقتی بیمار فشارش تغییر میکند یا سایر عوامل در خون کم و زیاد میشود مثل قند و چیزهای دیگر او را تحت مراقبت ویژه قرار میدهند . ما با گرفتن قرض از بانک مرکزی اقتصادمان را به اطاق ccu هدایت می کنیم .
 چون زحمت کشیده بودید چند کلمه ای ارتجالاً نگاشتم .
 والـسلام
محی الدین حائری

مطالب مرتبط

Post navigation

پاسخ دهید