هدف از تأسیس فلاحت در فراغت

امام راحل میفرمود ما در صدد آزاد کردن انرژی متراکم عالم اسلام هستیم . طبیعی است دشمنان درصدد پیشگیری از آزادی انرژی متراکم اسلام هستند .
      انرژی متراکم عالم اسلام در مرحله اول انرژی مسلمان هاست . تفاوت حزب ا… و گروههای مسلمان دیگری که با داشتن همه گونه امکانات و بودجه و اعتبارات ، در دو جنگ قبل بشدت شکست خوردند و خسارتی هم بر اسلرائیل وارد نشد . اما دیدیم حزب ا… با دادن تنها 68 شهید ، یک قلم صد و پنجاه تانک پیشرفته اسرائیل را غیر از چندین هزار پادگان و کارخانه و مراکز نظامی و اقتصادی و غیر از ضرباتی که بر بحریّه رژیم اسرائیل وارد کرد یا هواپیماها و هلی کوپتر های آن رژیم که ساقط شد . از همه بالاتر ابهت اسرائیل و متحدان آنها و روانی شدن نظامیان اسرائیل بود تفاوت در آزاد شدن انرژی متراکم حزب ا… به کمک احیاء اعتقاد به خدا و روز جزاست .
        چرا مسئله هسته ای اینقدر حساسیت آفرین شده است به دلیل آزادی انرژی علمی مسلمانان که انرژی هسته ای را در مقاصد صلح آمیز استفاده می کنند .
        بسیاری فکر می کنند چون دلار معتبرترین ارز است هر چه دارایی خود را بعنوان ذخیره ارزی بیشتر به دلار تبدیل کنیم اعتبار بیشتری به دارائی خود داده ایم چون در هر لحظه که بخواهیم دلار خود را بصورت کالا مصرف نمائیم ارزش مشتری دارد . این استدلال عیناً مثل آن است که ما وقتی خواستیم فرزندانمان زبان دوم را یاد بگیرند زبان انگلیسی را انتخاب کردیم چون زبان زنده دنیاست و همه به این زبان گفتگو می کنند و در هر جا بخواهیم با ملل عالم گفتگو کنیم زبان ما را می فهمند . در مورد دلار و زبان انگلیسی میگویند اگر شما دلار را تحریم کنید خودتان را محروم کرده اید چون ارزهای دیگر این چنین رونقی ندارند و اگر زبان انگلیسی را تحریم کنید خودتان را منزوی کرده اید چون بهر زبان دیگری آشنا باشید چندان مخاطبی پیدا نمی کنید .
        این استدلال نشان دهنده آن است که جهانی شدن هر امری زمینه پذیرش آن در میان همه عالم حتی اهل اسلام و جهان تشیّع و معتقدین به ولایت اهل بیت راسخ گردیده است . اگر با چشم بصیرت نگاه کنیم همین ولایت طاغوت است در اول طلوع اسلام بت پرستی در جهان عرب جهانی شده بود چون بدلیل دشورای ارتباطات هر گوشه ای برای خود جهانی بود تمام منکرات معروف شده بود و تمام معروف ها منکر . «  قولوا لا اله الا ا… » قیام در مقابل این همه جریانات جهانی شده بود الآن هم « قولوا لا اله الا ا… تفلحوا » یعنی احیاء زبان رسمی بین المللی اسلام و احیاء پول بین المللی او . کفر به طاغوت یعنی کفر به جریانات ظالمانه ، اینکه متأسفانه جهانی شده است . از دلار به یورو پناهنده شدن هم مثل اینکه بجای انگلیسی ، زبان فرانسه یا آلمانی را ترویج کنیم .
        سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
                                              آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد
        ما باید زبان اسلام را جهانی کنیم . ما باید پول اسلام را جهانی کنیم . ما باید علوم انسانی اسلام را جهانی کنیم . قرآن غیر از تورات و انجیل است و دینار غیر از دلار و یورو است . دلار و یورو اعتباری اند و پول اعتباری مثل کشتی بادی است . کشتی بادی بایستی با شراع خود با بادبان خود خود را با وزش باد و با جهت حرکت و هدف هماهنگ کند . یورو و دلار و حتی ریال ما که همه اعتباری هستند . تنها و تنها بادبان این کشتی های بادی بهره است . همانطور که ناخدا بادبان را منقبض و منبسط می کند بانک مرکزی این کشورها نرخ بهره را کم و زیاد می کنند وقتی پول اعتباری شد بایستی طبق فرمول ریاضی داده ها را به فرمول داد و پاسخ نرخ بهره را طبق فرمول ریاضی دقیقاً مشخص کرد عیناً همانگونه که ناخدا جهت بادبان و میزان انبساط آن مناسب با داده های جهت باد و سرعت باد و سمت و سوی هدف تعیین میکند شما نمیتوانید پول اعتباری را قبول کنید و احکام ریاضی ربا و بهره را نپذیرید . وقتی نرخ بهره دستوری منقبض و منبسط شود عیناً مثل آن است که بادبان کشتی دستوری و تعبدی باز و بسته شود ناهماهنگی وضع بادبان و باد ، کشتی را غرق می کند .
        مهمترین نقش اقتصادی در پول اعتباری نرخ بهره است . شما نمیتوانید پول اعتباری را قبول کنید و بهره را نپذیرید . شما با قبول پول اعتباری در کشتی بادی نشسته اید نقش مهم ناخدا در هدایت کشتی هماهنگ نمائی وضعی بادبان با واقعیت های آب و هوائی است همانگونه که نقش بانک مرکزی در میزان کردن نرخ سود تسهیلات با سایر عوامل اقتصادی بیرونی و درونی است .
        آقایان از یک سو انقلاب اسلامی و حکم واضح قرآن درباره ربا و از یک سو بادبان کشتی اقتصادشان بهره بود برای جمع بین امرین حفظ بهره و تغیر عنوان معاملات مربوطه از ربا به مضاربه و مشارکت و امثال آن بود در حالیکه ربا به دلیل ظلم ممنوع شده بود اساس براندازی ظلم است . فرهنگ غرب ربا را ظلم نمیداند و کارکردن پول را قبول یک واقعیت عینی میداند اما مسیحیت نظری غیر از فرهنگ غربی دارد اعتقاد دارند در عهد عتیق و عهد جدید بر ضد ربا احکامی و فرمانهائی وارد شده است .
        مشکل فقهای ما معمای پول اعتباری بود پول را مثل درهم و دینار مال میدانستند در حالیکه پول بدون پشتوانه و تنها با پشتوانه اعتبار اگر عنوان مال بر آن صادق باشد . اعتبار مقوم مالیت آن است . ارزان و گران شدن آن مثل ارزانی و گرانی درهم و دینار نیست که ضمان آور نباشد . در درهم و دینار که دست بدست یا قرض داده میشود مقدار درهم و دینار مورد ضمان است نه قیمت آنها ، نه نرخ برابری آنها با کالا . چون خودشان کالا هستند مثل گندم و جو . ارزانی و گرانی تعهد آور نیست . یک تن گندم قرض گرفتید بعد از ده سال یا بیست سال فقط بعهده شما یک تن گندم است . چه گندم گران شده باشد دهها برابر چه ارزان شده باشد دهها برابر . درهم و دینار ضامن قدرت خرید نیستند اما پول اعتباری که اعتبار مقوم مالیت آن است تنزل از ارزش یعنی تنزل اعتبار و تنزل اعتبار یعنی کم شدن از مالیت و ذره المثقال آن ضمان آور است .
        وقتی ما پول اعتباری را پذیرفتیم چنین عسر و حرجی را خودمان به خودمان تحمیل کرده ایم . « الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار » درهم و دینار اعتباری نیستند که حفظ ارزش آنها در گرو نرخ بهره باشد . ارزش آنها ارزش عرضه و تقاضائی است مثل همه کالا ها قیمت تمام شده هم از راه محدودیت عرضه دخیل در ارزش میشود .
        مهم در اسلام کالائی بودن و باپشتوانه ثابت کالائی داشتن اسکناس است . طلا هم بدلیلی ملایم ترین موج را نوسان آن دانسته و دو قانون در حمایت آن مثل دو موج شکن حائل آن قرار داده که نوسان قیمت را بهتر مهار نماید یکی ممنوعیت استعمال ظروف طلا و نقره و یکی جریمه زکوه برای بیکار گذاشتن یک ساله سکه طلا و نقره است .
        بهرجهت پول کالائی یا باپشتوانه کالائی اگر چه هر کالائی قیمت آن مواج است و قیمت مواج است اما موجی است که از بس اوج و حضیض آن ملایم است بنظر خط مستقیم می آید بهر جهت درهم و دینار کشتی بادی نیستند که نیاز به شراع بهره داشته باشند . درهم و دینار جزیره اند .
        وقتی فرماندهان از عظمت ناوهای جنگی دشمن در خلیج فارس صحبت کردند امام فرمود شما ناوهای مطمئن تری دارید همین جزایر شما درهم و دینار جزیره اند . پول اعتباری علت محدثه و علت مبقیه آن بهره است . با ظلم تأسیس میشود و با ظلم حفظ میشود .
        زمین و کوه و صحرا و دریا هم مثل انسان و مثل انرژی هسته ای هستند آنها نمی خواهند از زمین و آب و هوا و نفت و گازها بهره برداری بهتر کنیم ، آنها میخواهند هر چه نفت و گاز داریم به دلار بفروشیم و آنها دو سود بزرگ و ما دو ضرر عظیم کرده باشیم . پول کاغذی آنها اعتبار پیدا کند و هر کس بخواهد از ما نفت بخرد چه چین و ژاپن و چه کشورهای اروپائی همه باید اول دارائی خود را به دلار تبدیل کنند یعنی به دلار اعتبار بخشند تا بتوانند از ما نفت بخرند ما هم دلار حاصل از فروش نفت را در بازارهای عالم به کالا تبدیل می کنیم یعنی اعتبار سوم را به دلار می دهیم ضرر بزرگی که ما میکنیم این است که مشتقات نفت را میخریم تنها بنزین مصرفی ما سالی شش میلیارد دلار از خزانه ما کاسته و به درآمد دیگران افزوده شده است .
        در عرصه تولید باغ همان تفکر عدم واگذاری نقش احتکار را ایفا میکند و بعد همین ممنوع کننده عرضه اعتراض میکند . بدلیل گران شدن باغ ها خریدار پول بیشتری میدهد و تولید کننده بیشتر می گیرد و عدالت از میان رفته است برای احیاء عدالت باید اصل تولید باغ شهر ممنوع شود ! عجب استدلالی . این هم شبیه استدلال افزایش بهره برای سپرده های ثابت برای جذب شدن پول از بازار و کاهش نقدینگی و یا استدلال افزایش جایزه قرض الحسنه . در هر مرحله از هر بانک هزار وسیله نقلیه پیشرفته برای جمع آوری نقدینگی و یا مجوز چندین هزار میلیارد اوراق قرضه منتشر کردن برای جذب نقدینگی و در نهایت کاهش تورم .
        همانگونه که ما یک قیمت تمام شده و یک قیمت عرضه تقاضائی داریم و هر کدام از راه خودش تعدیل می کنیم قیمت تمام شده را باارزان خریدن مواد و استفاده از نیروی ارزان و بکار گرفتن روش و طرز تهیه ارزانتر مهار می کنید ولی قیمت عرضه تقاضائی را به وسیله جمع آوری ، جلوگیری از انتشار ، هر چه عرضه بیشتر باشد به کاهش قیمت عرضه و تقاضائی منتهی می شود و هرچه عرضه کمتر باشد به افزایش قیمت منتهی می شود .
        وقتی پول انتشار و عرضه آن افزایش می یابد از قیمت آن کاسته شده و نرخ برابری آن با کالا کم میشود و بایستی پول بیشتری برای دریافت کالا پرداخت و به آن تورم گفته می شود .
        این تورم تورم عرضه و تقاضائی است . غیر از این تورم یک تورم تمام شده داریم و آن خرج کردن افزون بر دخل ، واردات افزون بر صادرات و مصرف زائد بر تولید است .
        چه بهره پرداخت به سپرده گذار چه بهره اوراق مشارکت چه آنچه بانک مرکزی منتشر میکند و چه آنچه وزارت نیرو میفروشد همه مستلزم پول مصرف کردن بدون تولید است همه از نوع پول کار کردن است .
        جائزه بانک ها هم همه مصرف زائد بر تولید است . طرف دو ماه دویست هزار تومان را در بانکی گذاشته یک پژوی گران قیمت برنده شده پول این پژو ازکجا پرداخت میشود از محل بهره ای که در تسهیلات بانکی از مشتریان میگیرند .
مشتری بانک هم پول این بهره را روی قیمت تمام شده جنس میکشد و قیمت بالا میرود . وقتی شما با بهره بر سپرده یا بهره به اوراق مشارکت یا جائزه سپرده پولی می پردازید همه آن را مشتری در قیمت تمام شده کالا باید بپردازد و تورم تمام شده شما را افزایش میدهد .
        من تعجب میکنم از رئیس جمهور که میفرماید علت تورم بهره است و نمیگوید علت بهره تورم است و برای کاهش تورم اجازه فروش اوراق مشارکت و یا جوائز بانکی میدهد . اما تعجب از رئیس جمهور اسبق نمی کنم چون ایشان معتقد بود تورم علت بهره است .
        آنچه رئیس جمهور فعلی میگوید که بهره علت تورم است حق است اما بهره مستقیم و بهره اوراق مشارکت و پول جائزه ها بعداً‌ روشن خواهد شد که همه « فرار من المطر الی المیراب » بود . برای فرار از تورم سطحی ، پناه به تورم عمقی و برای فرار از تورم عرضه تقاضائی ، پناه به تورم واقعی بردیم.
        سال شصت و هشت به آن عزیز عرض کردم برنامه تورم زدائی شما تورم زاست . الآن هم در مسئله فروش اوراق مشارکت و جوائز بانک برنامه تورم زدائی ما تورم زاست .
        ریشه همه این مشکلات در اسلام شناسی ماست . وقتی ما پول کالائی را قبول نداریم وقتی پول با پشتوانه ثابت کالائی را قبول نداریم و پول اعتباری را مشروع میدانیم نمیتوانیم ازبهره خلاص شویم  . بهره و پول اعتباری همزادند . مکمل بهره پرداختی است که پول اعتباری مشتری پیدا میکند و مشتری پیدا کردن یعنی قیمت پیدا کردن پول اعتباری از خود و از چاپ کننده اسکناس کسب اعتبار     نمی کند ، از مشتری کسب اعتبار می کند . آنکه جنس خود را به پول اعتباری میفروشد به آن کاغذ چاپ شده اعتبار بخشیده و آن را به پول تبدیل کرده نه آنکه کاغذ را چاپ کرده است .
        پول اسلام اعتباری نیست . در دیه هزار گوسفند و هزار دینار معادلند . الآن هم سه گرم و نیم طلا که هر اونس آن بالای پانصد و شصت دلار است و چون هر اونس طلا بیست و هشت گرم و نیم است پس هر گرم طلا بیش از بیست دلار خواهد بود و چون دینار مثقال شرعی است و سه چهارم مثقال عرفی است و مثقال رایج چهار گرم و نیم است پس دینار شرعی بالای سه گرم است .
        هر دینار شرعی شصت و پنج تا هفتاد دلار میشود و معادل قیمت گوسفند است . هزار و چهار صد سال گذشته و هیچ حکومتی از آن دفاع نکرده . خودش برای خودش قیمت داشته است .
        اما پول اعتباری ؛ یک خانه را آقائی درجائی فروخت و دهسال بعد معادل همان خانه را اجاره کرده بود هر دو به نود هزار تومان . در فاصله چند سال قیمت یک خانه قیمت اجاره یک ماهه همان خانه میشود .
        در مسئله منابع طبیعی هم ما خواستیم از سوء استفاده متمکنینی که منابع طبیعی را بنام احیاء تملک میکردند و قطعه قطعه میکردند و میفروختند جلوگیری کنیم به منع مطلق رسیدیم .
        چرا تپه و ماهورها درخت کاری نمیشود ؟ بدلیل ترس ما از سوء استفاده . آیا اگر یک باغ دو هزار متری سالی حدود سه میلیون تومان عایدات داشته باشد بهتر است یا اینکه این دو هزار متر به مالکیت دولت بماند و بصورت صحرا و کوهپایه یا چند بوته که فقط برای یک روز در سال احشام کافی باشد .
        اینکه گمان میشود درخت کاشتن آسمان را زمین بیاورد چه فرق دارد با آنکه فکر میکرد کشتن مستعصم آسمان را به زمین میآورد .
        فلاحت خواسته زمین را از مالکیت دولت به مالکیت مردم منتقل کند و نشان دهد آسمان زمین نیامد . اما هنوز قانون جامعی که نه هرج و مرج و سوء استفاده فرصت طلبان را آزاد نکند و نه تپه و ماهور را بهمین صورت رها نماید وضع نشده است .
        فلاحت به دنبال راهکار عادلانه است که تمام تپه و ماهورها درخت شوند و ظرفیت نگهداری باران ما افزایش یابد و هیچ جا که امکان کشت دیم داشته باشد معطل نماند و هیچ جا که امکان کشت آبی داشته باشد بیکار نماند . اگر زمین از بیکاری نجات یافت انسان هم از بیکاری نجات می یابد .
        هدف فلاحت ارائه نتیجه ای است برای نشان دادن مفید بودن انتقال زمین از دولت به مردم است . از این رو از هر قانونی که دولت برای اجازه واگذاری وضع کرده باشد تمکین میکند تا بتواند کار کند . اصول اولیه کارمندان ما گرفتن مجوّز و حرکت پشت سر مجوّز قانونی است .
        دوستان توصیه میکردند نمیگذارند کار کنید به آنها که خیلی هم برایم عزیز هستند گفتم در کشاورزی عمل کرده ام در صنعت هم اقدام میکنم تا شدنی بودن کارها انرژی متراکم دیگران را آزاد کند .
        الآن چند سال است که تولید نهال زیتون فلاحت از کمیّت و کیفیّت در کشور اول است و دو سال قبل هم وزیر کشاورزی وقت جائزه تولید بهترین روغن زیتون کشور را به فلاحت داد .
        به امید روزی که تمام تپه و ماهورها از مالکیت دولت و بایر و معطل بودن به مالکیت مردم و باغ شدن تبدیل شده باشد .
        آن روز به جای خطر ویرانگر سیل بالا آمدن آب چاهها و هجرت مردم از شهر به روستا ها را خواهیم داشت .
        اکنون در قطعات فلاحت به اندازه ای از 4درصد مسکونی و 96درصد مشجر استفاده شده که بسیاری از خانواده ها در 96درصد مشجر خود هوای تازه شهر و تصفیه آلودگی هوای شهر را بدون کمترین هزینه ای برای مردم انجام میدهند .
        آن زمان که ماشین نبود که این همه هوا مصرف کند در شهری مثل شیراز سه هزار هکتار مسکونی و بیست و هفت هزار هکتار مشجر بود . حال که میزان مسکونی از بیست و هفت هزار هکتار افزایش یافته و میزان مشجر از سه هزار هکتار کمتر شده و این همه ماشین و وسائل نقلیه که هوا را این چنین می بلعند و کثیف ترین هوا را ایجاد می کنند ما باید یک وجب تپه و ماهور نکاشته نداشته باشیم .
        اما ما هنوز در همان وضع اول انقلاب هستیم که حتی درخت دیم کاشتن هم جریمه دارد . گویا در اسلام قانون احیاء موات نداریم . وضع فعلی معتدل نیست .
        برای فرار از هرج و مرج و سوء استفاده به تعطیل اراضی کشیده شده ایم و تأسف آور اینکه تبدیل اراضی کشاورزی کم بازده به درخت کاری هم در نظر خیال پردازان خلاف مصلحت نظام تلقی شده است در حالیکه این درخت است که هوا و خاک و آب و حیات انسان و سایر موجودات را تضمین میکند نه کشاورزی .
        کاری که دولت در اجازه فروش اوراق بهادار و اوراق مشارکت که به توسط بانک مرکزی و وزارت نیرو میکنند دلیلش کم شدن عرضه پول برای حفظ شدن نسبت عرضه و تقاضا و به اصطلاح جمع آوری نقدینگی و احتراز از پائین افتادن قیمت عرضه و تقاضایی پول است . حتی هزار ریو که در یک مرحله بانک ملت یا سایر بانک ها بصورت فصلی بعنوان جایزه به سپرده گذاران میدهند و کسی که دویست هزار تومان را دو ماه به بانک سپرده و یک ماشین پژو ویا بهتر از آن را دریافت می کند این ماشین در مقابل چه عملی به او داده شده است تنها و تنها درمقابل عمل نکردن و برای دو ماه متوقف شدن به طرف داده شده است . این پول مصرف بدون تولید است 15 درصد اوراق مشارکت هم معمولا در سالهای دوم و سوم پس از نشر اوراق مشارکت سال اول برای تأمین بهره چند درصدی سالهای قبل است و بهره بر بهره است همه این پول ها باید با چاپ اسکناس بیشتر تأمین شود چون درقبال فروش ارز یا پول از جائی بدست آمده نیست پس چاپ اسکناس  اضافی ، تورم تمام شده است و افزایش حجم پول در دست مردم تورم عرضه تقاضائی است . وقتی اسکناس بیشتر چاپ میشود تا اسکناس های دست مردم جمع آوری شود این « فرار من المطر الی المیراب است » اما تبدیل شدن پول به باغ ، جمع آوری نقدینگی بدون پرداخت جایزه و یا بهره است . جایزه و بهره اگرچه تورم عرضه و تقاضایی را مهار کند اما تورم تمام شده را بالا می برد .
        ما همانگونه که دو نوع قیمت گذاری داریم قیمت تمام شده و قیمت عرضه و تقاضایی تورم هم به دو صورت تمام شده و عرضه و تقاضائی داریم . تورم عرضه و تقاضایی و تورم سطحی است و تورم تمام شده تورم عمقی است . برای احتراز از تورم سطحی پناه بردن به تورم عمقی عیناً مثل فرار از سوختگی سطحی به سوختگی عمقی است . سال اول بعد از رحلت امام راحل به خدمت رئیس جمهور رسیدیم و عرض کردم بهره بانکی پرداختی به سپرده ها بعنوان تورم زدائی ، تورم زاست چون بانک آنچه را بعنوان جایزه میدهد بعنوان بهره تسهیلات پس می گیرد و آنچه مردم و مولد ها بابت بهره میدهند در قیمت تمام شده حساب می کنند و چهل درصد پولی که مردم بابت خدمات و یا خرید اجناس میدهند بابت بهره و بهره بر بهره می پردازند و شما هرچه درآمد نفتی دارید از این راه از دست می دهید و در سفره مردم خبری نیست .
        بهر جهت باید پول جمع آوری شود اما نه از راه بهره اوراق مشارکت و یا جایزه سپرده گذاری و قرض الحسنه مردم بلکه از راه سرمایه گذاری مردم در آب خیزداری . شعار خودکفائی هم اگر از راه افزایش ده درصدی برداشت آب از چاهها نسبت به نزولات جوی یا ورودی چاهها باشد آن هم مثل مبارزه با تورم سطحی از طریق افزایش تورم عمقی است کشاورزی که آب برای صد هکتار دارد وقتی سیصد هکتار کشت میکند و ما خوشحالیم که خودکفا شده ایم وقتی منبع خشک افتاد و آب چاه هر ساله پائین تر رفت و بکف شکنی افتاد چه خواهد شد ؟ کدام بهتر   است ؟ صد هکتار کشت کردن و هرساله برداشت کردن یا چند سال سیصد هکتار کاشتن و بعد تعطیل شدن ؟
        آبادی های شما اکنون صد هزار آبادی دارید که شصت و پنج هزار آن مسکونی است و سی و پنج هزار آن متروکه است . وقتی چاهها خشک شد از شصت و پنج هزار آبادی چندین هزار آبادی دیگر به متروکه تبدیل می شود و بعد از چند سال خودکفائی یک دفعه به هجوم بی رویه به سمت شهرها و اشتغال های خدماتی و فرو افتادن تولید و بالا رفتن مصرف مبتلا خواهد شد بطوری که تزریق درآمد نفت هم از جبران آن عاجز بماند . توسعه محصول بدون توسعه آب چاهها توسعه پایدار نیست ولی رعایت تقدیر المعیشه که یکی از سه رکن کمال است توسعه پایدار   است . « الکمال کل الکمال النفقه فی الدین والصبر علی النائبه و تقدیر المعیشه »
        تقدیر المعیشه یعنی تولید و مصرف به اندازه باشد هر چه مصرف از تولید کاهش داشته باشد سرمایه گذاری و ذخیره اقتصادی است و توسعه حقیقی است افزایش مصرف از تولید از اصل خوردن است . مثل اینکه مرغی را که تخم مرغش را می خوردیم یک شبه ذبح کنیم و جشن مرغ خوری بگیریم و از فردا عزای پایدار تعطیل تخم مرغ را تحمل کنیم . تقدیر المعیشه از خیر راحت گذرا گذشتن برای رسیدن به امنیت پایدار هرگونه از اصل خوردنی خلاف تقدیر المعیشه است . وقتی ضریب رشد مملکتی پنج درصد است بهره پانزده درصدی از مایه خوردن است نه از فرع بانک مرکزی مثل همه جا در رأس آن خداشناس کار نشناس و بدنه به عکس آن صدایی که از بدنه بر می آید و از رأس بگوش می رسد این است که در کشور ما نرخ بهره از تمام دنیا پایین تراست زیرا در تمام دنیا نرخ بهره مازاد بر نرخ تورم است و درکشور ما پایین ترخ تورم است . چرا نمی گویند در کشورهای دیگر نرخ بهره پایین تر از ضریب رشد است و در کشور ما سه برابر ضریب رشد است ؟
        بهر جهت ما در خداشناسی مشکل نداریم . مشکل بزرگان ما کارشناسی است و این کارشناسی هم از حوزه باید تأمین شود هم از دانشگاه . همین جنبش نرم افزاری و تولید علم که رهبری به آن تکیه دارند هم در حوزه و هم در دانشگاه باید کارساز شود . به امید روزی که این تولید علم به آن باور برسد که پول اعتباری با بهره و ربا همزاد است و حوزه و هم دانشگاه به این نتیجه برسد که اگر همه عالم پول اعتباری را پذیرفتند خودشان عوارض آن را بپردازند ما « یؤمن ببعض و یکفر ببعض » عمل نخواهیم کرد ما کافر به ربا باشیم و مؤمن به پول اعتباری . پول اعتباری تاب مهجوری از ربا را ندارد . « چو در بندی سر از روزن در آرد » سر از مضاربه و مشارکت و جایزه بهره و اوراق مشارکت در خواهد آورد .
        به امید روزی که جنبش تولید عمل در حوزه و دانشگاه به ما جرأت ایمان به تأسیس پول اسلام که غیر اعتباری است بدهد و وسوسه کارشناسان خدانشناس توان مردد کردن خداشناسان ما را نداشته باشد . حوزه سالهاست در یک مسئله مانده است که پول مال است و مثل درهم و دینار .
        تنزل قیمت سوقیه ضمان آور نیست و مهریه دویست تومانی یا دو هزار تومانی صد سال قبل باید بصورت مهر المسمی پرداخت شود . فتوای امام راحل هم همین است البته فتوای امام از راه مسئله اقدام زن قابل دفاع است . زن میتوانست مهر را مطالبه کند و به جنس تبدیل کند و نکرد . تنزل حاصل نتیجه اقدام خود اوست اما آنها که نرخ تورم را ملاحظه کردند و از مجلس شورای اسلامی گذراندند ضامن تورم را شوهر دانستند و از او مطالبه کردند آنکه استقراض از بانک میکند ضامن کاهش نرخ پول است یا آنکه به چاپ کننده اسکناس اعتماد کرده و دارایی خود را در ظرف اسکناس ریخته ؟ فتوای امام محکمتر از قانون مجلس است . اما عیب کار در این است که اسلام با پول « لا تظلمون و لا تظلمون » کالائی و تحریم ربا برنامه اقتصادی خود را تنظیم کرده و ما می خواهیم با پول اعتباری « اما تَظلمون و اما تُظلمون » عدالت اقتصادی را فراهم نمائیم .
        دیدید وقتی خواستید به زن ظلم نشود به مرد ظلم شد اما اگر پول درهم و دینار بود به احدی ظلم نمی شد . در دوره حضرت امام این جمله را روزنامه رسالت از حقیر تیتر کرد که سیستم پولی ما غلط و غیر اسلامی است و همین موجب تورم است در مصاحبه بعدی در توضیح آن عرض کردم هر کس پول رایج را در حکم درهم و دینار بداند اگر «‌ اعلم من فی الارض » باشد مجتهد در حکم است او موضوع را نشناخته است پول را شناخته است مشکل حوزه این است که می گوید پول مال است چون درهم و دینار مال است و درهم و دینار پول است اسکناس هم پول است . بحمد ا… از حوزه صداهای دیگری شنیده میشود .
        آیت ا… العظمی بهجت در پاسخ به مسئله تنزل قیمت مهریه فرموده است : اعتبار مقوم مالیت پول است و همین صدا اگر دنبال شود به نجات از پول اعتباری و بازگشت به تأسیس پول اسلامی خواهد انجامید . چرا ؟ چون اگر ما ملتزم به لوازم مقومیت اعتبار باشیم معنی آن این است که اگر از اعتبار کاسته شود از مقوم مالیت کاسته شده نه از قیمت سوقیه و ضمان آور است مقوم مالیت یعنی مالیت اگرچنین است شما یک میلیون تومان امروز را اگر فردا خواستید بپردازید از مقوم مالیت کاسته اید و ضامنید وقتی نرخ تورم هیجده درصد باشد هر بیست روز یک درصد از قیمت پول کاسته می شود یا ده در هزار و در دو روز بیش ازیک در هزار و در هر روز بیش از نیم در هزار از مالیت کاسته میشود یعنی از  هر میلیون تومان پانصد تومان  چطور است اگر یک پانصد تومان از یک میلیون کم کنند و به طرف بدهید مبرء ذمه به عمل  نیامده اگر پول امروز را فردا بدهید  بری الذمه شده باشید بعضی از آقایان بین تورم زیاد و تورم کم فرق گذاشته اند و مسئله عسر و حرج را بر مبنای خودشان حل کرده اند و عرف را حَکَم تورم شدید و خفیف قرار داده اند .
        یکی از راههای مهم آزاد سازی انرژی متراکم عالم اسلام شناختن احکام اسلام است و یکی از مهمترین احکام اسلام پول بین الملل اسلام و زبان بین المللی اسلام . چون پول بین الملل اسلام را احیاء نکرده ایم از دلار به یورو پناه می بریم و با آب دارائی اسلام آسیاب دشمنان اسلام را بچرخانیم . کاری که برای یک شب هم مرحوم آیت ا… حاج شیخ فضل ا… نوری نکرد . چون سفیر روس به خانه او آمد و بقچه ای همراه داشت وگفت این پرچم روس است آن را بالا خانه خود بزنید تا فردا که مأمورین میآیند شما را ببرند ما مانع شویم و بگوئیم ایشان تحت الحمایه ماست . حاج شیخ فضل ا… فرمود من در زیر پرچم کفر نمیروم هر چند اعدام شوم .
        به رسمیت شناختن پول اعتباری کفر ، زیر پرچم کفر رفتن است . برای فرار از دلار به یورو پناهنده شدن ، همان است که مرحوم حاج شیخ فضل ا… از آن امتناع کرد . شما اگر پول اسلام را تأسیس کنید از عسر و حرج پول اعتباری همچنین از پناهندگی به پرچم دیگران خلاص میشود زیرا پول اعتباری مثل کشتی است و بهره مثل سکان کشتی است . ناخدا برای خروج از طوفان باید سکان کشتی را بچرخاند و بانک مرکزی برای حفظ قیمت پول اعتباری باید نرخ بهره   را کم و زیاد کند . اما پول اعتباری مثل جزیره است امواج دریا او را جابجا     نمی کند . ببینید ؛ هزار و چهار صد سال قبل یک دینار معادل قیمت گوسفند بوده الآن هم یک دینار معادل یک گوسفند است .
        چون زبان بین المللی اسلام را احیاء نکرده ایم با زبان دشمنان اسلام با مسلمانان گفتگو می کنیم . حوزه و دانشگاه بایستی نه تنها پول و زبان اسلام را احیاء کنند که با تولید علم آموزه های دینی را علمی کنند تا بتوانند آنها را عملی کنند تا بتوانند آنها را جهانی کنند دیگران مطالب مزخرف خود را علمی و سپس عملی و بالاخره جهانی میکنند و ما از ترس آنکه مبادا  بر چسب غیر علمی و یا غیر عملی یا غیر جهانی فکر کردن به دین ما بچسبد رفته ایم از آیات یا روایات یا عرف عقلا شاهدی بیاوریم که این امر رایج در اسلام هم هست چون اسلام دین منطق است دین عقل است دین خرد است دین خردورزی است پس دین دموکراسی پس دین لیبرالیسم است پس سکولار است . علاج کار تولید علم است تا منطق مستقل شود .
        آزاد سازی انرزی متراکم در حج به احیاء زبان اسلام است اگر زبان دوم ملل اسلامی زبان اسلام بود یک یا دو میلیون مسلمان هم زبان در مکه و مدینه جمع میشدند خیلی تصمیم های مهم میگرفتند و حج کانون مبادله افکار میشد . اطاق فکر مسلمانان مجلس تصمیم مسلمانان میگردد « لیشهدوا منافع لهم » آنوقت مصداق پیدا می کرد .
        آزاد سازی انرژی متراکم در اقتصاد آن وقت میشد که مسلمانان پول اسلام را احیاء کرده بودند نه با دلار و نه بایورو بلکه با پول اسلامی . قرض بدون بهره انرژی متراکم استعدادها را آزاد میکرد همه فقیران مستعد و کاری ثروتمند بالقوه میشدند اما امروزه هر کس بنای بهره گرفتن گذاشت همه برای او کار میکنند و او بر همه آقائی میکند .
        آزاد سازی انرژی متراکم اراضی و دشتهای اسلام به تبدیل شدن وجب به وجب صحراها و کوهپایه ها و دشت ها به جنگل های انجیر ، بادام ، زیتون و انگور و انواع درختان و آزاد سازی انرژی متراکم مردم به آن است  که همانطور که آقای رئیس جمهور در مراسم درختکاری اعلام کرد روزی هرخانواده یک بوستان خانواده داشته باشد اکنون که بحمدا… همه آبها و همه زمین ها که
دشت ها بدلیل تصدی گری دولت در کارهائی که منطق حکم میکند باید به دست مردم باشد مثل تجارت و صنعت در دست دولت است .
        دیگر دولت فرصتی برای نظارت برایش نمانده است چون نظارت ندارد به جای صد هکتار سیصد هکتار کشت میشود و چاه خشک میشود دولت حال متوجه شده که کشاورز و تاجر خوبی نیست . دولت باید متوجه شود که آیا مالک خوبی است اگر مالک دولتی ملک خود را آباد کند با چه هزینه ای آباد و با چه هزینه ای نگهداری کرده و چقدر با هزینه احداث و نگهداری نتیجه گرفته شده ؟ طرح حرم تا حرم از قم تا آرامگاه امام چقدر هزینه شده و چه قدر بجامانده است ؟ آزاد سازی انرژی متراکم به تبدیل مالکیت دولتی به مالکیت مردمی است . مردم اگر کویر را هم مالک شوند کویر را هم آباد می کنند .عملکرد آقای قلی زاده در کوه سفید در دشت کویر شاهد زنده است .
   برگردیم به مسئله مقوم بودن اعتبار برای مالیت پول ، شما اگر ملتزم به لوازم خود باشید به عسر و حرج می افتید . به امیدروزی که تولید علم در حوزه کارشناسی موضوع و در دانشگاه کارشناسی حکم را در پی داشته باشد . حوزه بپذیرد پول رایج مال نیست و دانشگاه بپذیرد که ربا مضر است و ضروری نیست همانگونه که بعضی از دانشگاهیان مسیحی به آن رسیده اند دانشگاه بپذیرد که پول رایج اعتباری از بمب اتم بدتر است همانگونه که اقتصاد دانهایی از مسیحیت به آن رسیده اند .
        در غیر از مسئله پول و مسئله آب کشاورزی در مسئله صنعت هم ما تقدیر المعیشه را مراعات نکرده ایم . ایران خودرو سالانه بیش از هفتصد هزار خودرو وارد مجموعه ناوگان شهری مینماید و قرار است مجوز همین مقدار خودرو برای وارد کردن ماشین داده شود .
        آیا دولت ظرفیت سازی برای کشش خیابانها و یا تهویه شهرها جهت این همه خودرو نموده است ؟ تا دیروز برای باران نماز باران خوانده ایم برای تهویه چه دعائی باید بکنیم .
        باید قرآن بخوانیم ، نه برای مرده ، برای خودمان . «‌ ان ا… لا یغیرُ ما بقومِ حتی یغیّروا ما بانفسهم » ما اگر هوای خودمان را پاک نکنیم خدا بدلیل آنکه انسانهای خوبی هستیم مجاری خلقت را تغییر نمی دهد .
        اگر ما اندازه نگهداری و تقدیر المعیشه را که فرمان عقل و ادیان است پیشه نکنیم « یغیرو بانفسهم » را رعایت نکرده ایم . نباید انتظار « یغیر ما بقوم » را داشته باشیم .

                   نکوهش نکن چرخ نیلو فری را
                                                  برون کن ز سر باد خیره سری را
                 تو چون خود کنی اختر خویش را بد
                                                  مدار از فلک چشم نیک اختری را

        ما اگر میخواهیم دیگران را به دین خود دعوت بکنیم نباید به زبان بسنده کنیم که گفته اند «‌کونوا دعاه الی ا… بغیر السنتکم » بغیر زبان دعوت کردن دیگران بسوی خدا به چه معنی است . زبان تقدیر المعیشه زبان قانون پذیری ، زبان ظرفیت سازی ، زبان بهره برداری بهینه از امکانات .
        اگر ما بهره برداری کمترین را از بیشترین امکانات خود نمائیم در عمل مردم را بدوری از دین خدا ترغیب کرده ایم .
        این همه اراضی داریم چه استفاده ای از آنها می کنیم سالی یکبار محل چرای چند روزه گوسفندانی را داشته همان کار را که اردنی ها و سایر اعراب می کنند . فقط چرای چند روزه . اما اسرائیل این اراضی را با حفر چاه و شبکه آب رسانی تحت فشار به باغ های سیب و پرتقال و انواع زیتون تبدیل میکند و محصول آنرا به اروپا صادر میکند اما اردنی صحرا و بیابان دارد . در نتیجه در اسرائیل باران باندازه ظرفیت سازی آن و در اردن به اندازه ظرفیت آن میبارد .
        « کماء انزلنا من السماء فسالت اودیهٌ بقدرها »‌ وادی باندازه ظرفیتش مجرای آب میشود . همین مقدار گوسفند که داریم اگر بخواهند تنها از طریق چرا سیر شوند اگر همه شهرها را هم به مرتع تبدیل کنیم باز زمین کم خواهیم داشت . چنگیز خان شهر نیشابور را با خاک یکسان کرد یک میلیون را کشت و سگ و گربه را هم قتل عام کرد و به جای آن شهر ، جو کاشت !
        هر چه بیابان داریم اگر از آب های زیر زمینی برداشت کنیم و به باغ تبدیل نمائیم هم هوای لازم بدست میآوریم هم نزولات جوی افزایش پیدا میکنند هم میزان ذخیره سازی آب در منابع زیر زمینی افزایش می یابد برای پروانه چاه ، کشت گندم در اولویت اول نیست چون مصرف کننده منابع زیر زمینی است اولویت اول درخت های طویل العمر مانند زیتون است زیتون گونه ای است که علاوه برطویل العمر بودن تا دو هزار سال و بهمین دلیل ریشه در اعماق بسیار پائین پیدا میکند درختی است که برگ ریزان ندارد و پناهگاه خاک زراعی از ضربات باران است و علاوه بر آن همیشه سبز بوده و همیشه هوای آلوده را گرفته و هوای پاک بر میگرداند .
        شما با تشویق احداث باغ ها از طریق مشارکت مردمی به این نیازها خدمت کرده اید :
        1 ) میدانیم با تورم قدرت خرید پول کاهش پیدا میکند و مردم برای جبران این کاهش ، پول را به طلا و یا کالائی مثل یخچال و فریزر و تلویزیون تبدیل می کنند فعلاً طلا پائین نگهداشته شده و تبدیل پول به طلا مشکل را حل نمی کند اما اگر تمهیدی اندیشیده نشود هجوم مردم برای خرید کالا های فوق قیمت آنها را سرسام آور بالا می برد دولت پرداخت بهره به سپرده های دراز مدت و میان مدت و کوتاه مدت را ترتیب داده است .
        پس دولت برای نگهداری بیست میلیارد تومان اگر بیست درصد بهره سالانه بدهد باید سالی چهار میلیارد تومان هزینه سپرده گذاری بدهد . یعنی چهار میلیارد اسکناس اضافه چاپ کند .
        با احداث باغ ها پول عملاً به کار و اشتغال و احیاء آب خیز ها و تهویه شهرها تبدیل شده بی آنکه هزینه ای برای دولت داشته باشد .
        2 ) سطح آب های زیر زمینی وقتی از ده متر کمتر باشد چاه فاضل آب کشش ندارد دولت در سالهای پر باران پیشنهاد داده است چندین میلیارد برای انتقال این آب به دریای نمک هزینه کند اگر این آب ها بمصرف تأسیس باغ برسد بی آنکه دولت هزینه ای کرده باشد سطح آب زیر زمینی جنوب شهرها کاهش خواهد یافت .
        3 ) مردم وقت اضافی دارند و همه برایشان صحیح نیست مسافر کشی کنند اگر بازنشسته ها این وقت اضافی را در باغ ها کار کنند وقت مضری به یک وقت نافع مبدل شده است .
        4 )‌ کوه پایه ، و حواشی رودخانه با این قطع اشجار که در گذشته بوجود آمده است خاک زراعی خود را از دست میدهند با غرس اشجار این خاک تثبیت شده و به عاملی برای پرکردن دریاچه و کاهش کشش رودخانه ها نمی انجامد .
        5 ) با افزایش ناوگان ماشین ها و تمرکز آن در درون شهر می بینیم چه مشقتی برای مردم بوجود میآید و اگر بخشی از این ناوگان عظیم به جای حضور در مراکز شهر به باغ های احداثی در اطراف شهر بروند و مستقر شوند فرجی برای شهرستان خواهد بود .
        6 ) با افزایش باغ ها ، تهویه شهرها و دفع هوای فاسد آن عملی خواهد بود لااقل تا زمانیکه میزان ماشین ها در حال افزایش است میزان غرس اشجار و تربیت باغ ها هم در افزایش باشد تا تعادل برقرار شود .
        7 ) مهمترین عامل برای احیاء فرهنگ کار ، تأمین فضای اشتغال است . در برج های ژاپن فضای اشتغال تأمین است چون در آنجا قطعات را مونتاژ میکنند اما در کشو ما که کارخانه ها باندازه یک شیفت هم قطعه ندارند برج ها فضای اشتغال نیست .
        پس باید برای برج نشینی تدبیری اندیشید که فضای اشتغال داشته باشد طرح احداث باغ های کوچک برای تأمین فضای اشتغال است طرح فلاحت درفراغت در راستای اهداف فوق بوده و تمام اراضی بمالکیت ثبت نام کنندگان در می آید و سند بنام آنها صادر می شود .
          درآمد آنچه از محل این برنامه بدست میآید شخصی نیست تنها یک درصد در ضرورتهای بانی مدیران اجرائی و غیر آن مجاز است که برداشت شود و آن هم برای پیشگیری از تعطیلی کار بدلیل حوادث احتمالی است .

والــسلام
محی الدین حائری
  1 ـ  مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام نامه شماره 456 مورخه 5/6/85 ـ گزارش پژوهش های اقتصادی . کد گزارش 1-85-6-04 معاونت پژوهش های اقتصادی تیر ماه 1385

مطالب مرتبط

Post navigation

پاسخ دهید