آیت الله حائری شیرازی:
ندیدید آقای جوادی [درباره ی بانک ها] چی گفت؟ حرف دلش را می زد. اما می آیند و به ایشان می گویند اگر این حرف را زدی و بانک ها تعطیل شد کشور از بین می رود ها!
ایشان هم [حرفش را] ماست مالی می کند. بعد ایشان می گوید اگر معاملاتشان مشروع هست اشکال ندارد! یک “اگر” می آورد!
اینطور که نشد!
قالب این خشت تو بر هم بزن
خشت نو از قالب دیگر بزن
———————————————————–

آیت الله جوادی آملی: حقوق این بانک های ربوی حرام است

در خرید و فروش ربوی بایع ملعون است، مشتری ملعون است، سند نویس ملعون است، شاهد ملعون است/دیرکرد بانکی ربا و حرام است. این بانکدارهای بیچاره وقتی که بدانند این رباست، کار اینها می‌شود حرام؛ وقتی کار اینها حرام شد، حقوق کارمندان اینها می‌شود حرام، چرا عمداً به جهنم می‌روند؟!

به گزارش آرمان پرس: آیت الله عبدالله جوادی آملی : اقتصاد مقاومتی که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند به معنای پر بودن جیب ملت و دوری از تملق و چاپلوسی از قدرت‌ها است.
آیت الله جوادی آملی، اضافه کرد: ملتی که دستش خالی شد اهل بساز می‌شود نه اهل سوز و ما باید توجه داشته باشیم که تنها نمی‌توانیم با شعار دادن استقلال کشور را حفظ کنیم.
وی همچنین با اشاره به وقوع سرقت‌های مختلف در شهرهای کشور این مسئله را ناشی از جهل و بازگشت به دوران جهالت دانست و افزود: ما کشوری هستیم که یک درصد جمعیت جهان را و نیز ده درصد منابع طبیعی دنیا را در اختیار داریم.
مرجع تقلید شیعیان، گفت: بانک‌ها در راستای استفاده مردم از منابع طبیعی وظیفه دارند آنان را راهنمایی و کمک کنند تا بتوانیم در عرصه‌های مختلف شاهد شکوفایی باشیم.
وی تأکید کرد: کسانی که در نظام اسلامی مسئولیت بر عهده دارند اما نمی‌توانند از عهده بار مسئولیت خود برآیند باید پاسخگو باشند.
آیت الله جوادی آملی، در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص اخذ دیر کرد توسط بانک‌ها ابراز داشت:گرفتن ربا و جریمه دیر کرد در دین اسلام حرام است اما می‌بینیم که متأسفانه بانک‌ها همین پول‌ها را از مردم می‌گیرند و بعد به عنوان حقوق به کارکنان خود می‌دهند و آنان هم آن را به خانه می‌برند در حالی که باید بدانیم اگر کاری حلال نباشد حرام است و سرنوشت آن رفتن به جهنم خواهد بود.
وی بیان داشت: امروز متاسفانه ربا به جای قرض الحسنه وارد سیستم بانکی شده است و کسی به دیگری رحمی نمی‌کند.
استاد برجسته حوزه با تأکید بر اینکه نباید در جامعه عطوفت و عاطفه فراموش شود، افزود: جامعه باید با گذشت و عطوفت اداره شود.
بانک‌ها باید منابع و امکانات خود را در اختیار مردم قرار دهند تا آنان آن را در مسیر تولید و رونق به کار بگیرند.
اگر کسی گرفتار یک بانک شد که حالا روز جمعه بود و نرسید بدهد ،فردا چون یک روز تأخیر شد خسارتش تأخیر «تأدیه» دارد یا در ترافیک گیر کرده آن روز نرسیده خسارت تأخیرش را باید دهد، این‎جاست که آن روایات غلیظ و شدید وارد است. در کارهای مهم یک بایع داریم، یک مشتری داریم، یک شاهد داریم، یک سند داریم، این کارهای مهم است؛ این طایفه از روایات می‌فرماید که درخرید و فروش ربوی بایعملعوناست،مشتری ملعوناست، سند نویسملعوناست، شاهدملعوناست،همه رالعنتکرده است و این قاعده فقهی را هم که همه شما مستحضرهستید «إِنَّ اللَّهَ إِذَا حَرَّمَ شَیْئاً حَرَّمَ‏ ثَمَنَهُ».
اینبانکدارهای بیچارهوقتی که بدانند این فاکتور بازی است و اینروحش رباست، کار اینها می‌شود حرام؛ وقتی کار اینها حرام شد،حقوق اینهامی‌شود حرام، چرا عمداً به جهنم می‌روند؟! حقوق در برابر یک کار حلال است، مگر کسی کار حرام کند، حقوق می‌تواند بگیرد ؟«إِنَّ اللَّهَ إِذَا حَرَّمَ شَیْئاً حَرَّمَ‏ ثَمَنَهُ» این از قواعد متقن فقهی ماست.
مجلس شورای اسلامی خدا حفظشان کند که تلاش و کوشش کردند و تصویب کردند، شورای محترم نگهبان تصویب کردند و همه را اسلامی کردند، ما داریم با فاکتور این مسئله را «کأن لم یکن» می‌کنیم و می‌دانیم که این فاکتور بازی است و این روحش رباست. اگر آنکه مصوبه مجلس است و آنکه مصوبه شورای نگهبان است، همان عمل شود که مشکلی نیست و ربایی در کار نیست یا مضاربه است یا عقود دیگر که اسلامی است، اما اگر به صورت فاکتور بازی باشد، طرفین بدانند، بگوید ما کار نداریم برو فاکتور بیاور، این می‌شود کار ربا و وقتی کار حرام شد، حقوق آن هم می‌شود حرام، ما هم مرگ را فراموش کردیم، هم خطوط کلی فقه را فراموش کردیم و نمی‌دانیم کجا داریم می‌رویم؛ این ﴿بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ﴾ خطری است که دامن‎گیر همه ماست.
بنابراین در این روایات باب همه؛ یعنی بایع، مشتری، سند نویس، کاتب و مشاهد همه را لعن کرده است.اینکه در پایان سورهٴ مبارکهٴ «بقره» فرمود کاری که می‌کنید ﴿وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ﴾؛ وام می‌دهید یا تجارت می‌کنید، سند تنظیم کنید و شاهد بیاورید ﴿إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدیرُونَها بَیْنَکُمْ﴾ حالا یک مقدار پیاز، یک مقدار سیب زمینی، یک بسته نان، یک بسته آب دارید می‌خرید این دیگر سند نمی‌خواهد ﴿إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدیرُونَها بَیْنَکُمْ﴾؛ یک تجارت دایر و رایج و دارج روز سند نمی‌خواهد، اما خرید و فروش‎های مهم سند می‌خواهد؛ همه اینها را در آن آیات و روایات لعن کرده است. دینی که می‌خواهد جامعه مقاوم باشد، دینی که می‌خواهد جامعه کریم باشد، روی پای خودش بایستد، مزدور کسی نباشد و نان مزدوری نخورد، این دین شریف پرور و کریم پرور است؛ شرع و شرف را به هم آمیخت که ملت متشرع شریف خواهد بود.

آیت ا… العظمی بهجت در پاسخ به مسئله تنزل قیمت مهریه فرموده است: «اعتبار، مقوم مالیت پول اعتباری است» و همین صدا اگر دنبال شود به نجات از پول اعتباری و بازگشت به تأسیس پول اسلامی خواهد انجامید. نظر آقای بهجت بین نظر دیگران به واقعیت نزدیکتر است اما مستلزم عسر و حرج است؛ چرا؟ چون اگر ما ملتزم به لوازم مقومیت اعتبار باشیم معنی آن این است که اگر از اعتبار کاسته شود از مقوم مالیت کاسته شده نه از قیمت سوقیه و [لذا] ضمان آور است. اگر چنین است شما یک میلیون تومان امروز را اگر فردا خواستید بپردازید از مقوم مالیت کاسته اید و ضامنید. وقتی نرخ تورم هیجده درصد باشد هر بیست روز یک درصد از قیمت پول کاسته می شود یا ده در هزار و در دو روز بیش از یک در هزار و در هر روز بیش از نیم در هزار از مالیت کاسته میشود یعنی از  هر میلیون تومان پانصد تومان.  چطور است اگر یک پانصد تومان از یک میلیون کم کنند و به طرف بدهید مبرء ذمه به عمل  نیامده اما اگر پول امروز را فردا بدهید  بری الذمه شده باشید؟

فقها تا چند سال قبل به طور کلی اجازه نمی دادند طلا به عنوان مهریه خانم ها در قباله ذکر شود. دلیل قضیه روشن بود می گفتند طلا هر روز قیمتی دارد و معلوم نیست ارزش طلا چه مقدار است پس آن کس که می خواهد مهریه را سه کیلو طلا قرار دهد بایستی ببیند سه کیلو طلا در بازار چند تومان و چند ریال است. تومان و ریال بایستی حتما مصداق عنوان صداق باشند و گرنه طلا با تغییر قیمت هر روز موجب جهالت در صداق گردیده و به دلیل غرر عقد باطل است. این فرمان سال ها پند گوش و نصب العین کار محضر دارها بود و به هیچ وجه اجازه صداق قرار گرفتن طلا را نمی دادند و حتما معادل تومانی و ریالی را در قباله می نوشتند.
سال ها گذشت، همان گونه که حرکت زمین بالاخره کشف شد. حرکت پول هم کشف شد و همان طور که معلوم شد خورشید در حرکت شبانه روزی به دور زمین نمی چرخد و زمین می گردد و ما بنظرمان می آید که خورشید گردیده است، وقتی حرکت پول مثل حرکت زمین بر ملا شد طلا تبرئه شد و معلوم گردید هر روز پول ارزان می شود نه این که طلا گران می شود. طلا هم مثل خورشید از تغییر قیمت تبرئه شد و اجازه صداق واقع شدن یافت. اما جای یک سئوال باقی ماند و آن این که تفاوت قیمت روزمره طلا آن روز ها بسیار کم بود ولی تفاوت قیمت پول رایج در این زمان ها بسیار است. خانه زادگاه حقیر در کمتر از صد سال قبل به هفتاد تا یک تومان به وسیله پدرم که تاجر زاده بود خریده شد. قطع نظر از تمام و سائل رفاهی در ها و سقف ها عتیقه بود و پیشانی اطاق های بزرگ از شیشه مشبک بود. تفاوت پول باین جا رسیده که آن هفتاد تومان را امروز به مسئول دستشویی بدهیم اخم می کند.
سؤال این است که اگر طلا را اشتباهاً متغیر القیمه دانستند مصداق صداق شدن او را منع کردند تا معامله غرری نشود حال که این پول رایج ثمن جمیع معاملات است چرا غرر لازم نمی آید. طلا با تغییرات کم نمی بایست ثمن معامله می شد. پول رایج با این همه تفاوت چرا می تواند ثمن جمیع معاملات باشد؟
هیچ اشکالی ندارد تا مردم بدانند اگر دست بالاتر (1) پشت سر فتواها نباشد چنین اتفاقاتی می افتد!!
———————————————————————
1- منظور معظم له، دست امام زمان و اهل بیت است.