بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیه الله رفسنجانی دامت افاضاته
صحبت اخیر شما در رابطه با عملکرد دولت سابق که هشت سال زهر به نظام اقتصادی و اخلاقی تزریق شد بطوریکه مردم تمام مشکلات اخلاقی و اقتصادی که در گوشه و کنار جامعه مشاهده می شود از آن دولت ببینند و در آخر نسبت به پشتیبانی روحانیون از این دولت گلایه فرموده اید لازم دیدم کلمه ای گفته باشم.
این جانب از آن جمله بوده ام و تا آخرین جلسه، سمت استادی اخلاق آن مجموعه را داشته ام. اگر این کار گناه بوده است باید پاسخگو باشم زیرا:
این درست نیست که در کنار جماعتی تا آخر بایستیم و وقتی آنها رفتند نسبت به هرچه به آنها می رود ساکت باشیم کأنّه آنها جز بدی، کاری نکردند.
آنچه شما دولت سابق را در آن خلاصه کردید، افزایش نقدینگی است. مسئله، مسئله ی پول رایج جهانی است. طبیعت این پول آن است که نمی توان با آن در حد نقطه ی جوش عمل کرد و مشکلات را حل کرد مگر آنکه از جانب دیگر مشکلی پیش آید.
مسئله ی صاحب خانه شدن متوسط مردم در قبل از دولت سابق، امری نزدیک به محال بود. الان بسیاری از آنها صاحب خانه هستند. یکی از اشتباهات وارثان آن دولت این بود که در تکمیل خانه ها عقب نشینی کردند تا صاحبان خانه مجبور شوند به ثمن بخس خانه خود را به دلال ها بفروشند و آنها با تکمیل خانه ها به آلاف و الوف برسند و مستحقین خانه، دوباره دربدر شوند.
امروز هرکسی بخواهد از تندرویِ بر ضد دولت سابق، کلمه ای بگوید باید قید آبروی خود را بزند که شما از فرد عاصیِ بر رهبری حمایت می کنید. این وضع دوستان سابق ایشان. آنها که مخالف بودند، بدتر.
شما همیشه می گویید عدالت، میانه روی. اینکه حاکمیت هشت ساله گذشته را حتی خاکستری نبینیم و سیاه مطلق بدانیم، میانه روی است؟
اینطور نیست. دولت سابق آرزوهای بعضی انسان ها را عملی کرد و آروزی بخشی از اقشار ضعیف را برآورد.
استان فارس آرزوی راه آهن داشت امروز به آرزوی خود رسیده است. متوسط جامعه مایوس از خانه دار شدن بودند الان صاحب خانه اند. وضع خانه های اجاره ای اگر قابل تحمل باشد، به جهت صاحب خانه شدن بسیاری از مستاجرین است و اگر قابل تحمل نباشد، بدانید اگر خانه سازی ها نبود، وضع بدتر بود.
بگذارید دولت فعلی شق القمری کند و معجزه ای انجام دهد و وضع مردم را از نظر اخلاقی و اقتصادی بهتر کند آنگاه خواهید دید مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.
الان نیاز به وحدت داریم. با سیاه نمایی دیگران از وحدت دور می شویم. امروز طرفداران دولت سابق و طرفداران دولت حاضر باید صف های خود را فشرده تر کنند. حکومتی که پشتوانه ی مردمی داشته باشد هیچ فشار و توطئه ی خارجی آن را شکست نمی دهد. تمام آنها که آسیب دیدند، حکومت های کودتا بودند. حکومت های مردمی را با اختلاف شکست می دهند نه با فشار نظامی و اقتصادی.
اساس اتحاد، خود کنترل کردن است. املک لسانک تملک قلوب اخوانک.
امام سجاد علیه السلام به کسی که از دشمنی هایی که با او شده بود عاصی گردیده بود فرمود زبان خود را نگه دار تا دل برادران دینی خود را داشته باشی.
محی الدین حائری شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم
رحلت واعظ شهیر مرحوم حجت الاسلام سید مجد الدین مصباحی را به عموم مردم شیراز و فارس به خصوص جامعه روحانیت تسلیت عرض می کنم. گمان نمی افتاد از شدت وعظ و خطابه و امامت جماعت و تربیت مردم به توسط ایشان کمتر از هفتاد سال نباشد. بیانی رسا، حوصله ای وسیع و اخلاقی مردم دار داشت. هر کلمه ای که در دل مردم نشیند درخت استواری می گیرد که سایبان آخرتِ گوینده و شنونده است.

بسمه تعالی

به اطلاع دوست داران آثار حکیم متاله، حضرت آیت الله حائری شیرازی می رساند که اولین جلد از ویرایش جدید کتاب تمثیلات معظم له، چاپ و روانه ی بازار کتاب گردید.

این اثر به کوشش حجت الاسلام و المسلمین علیرضا محمدی و همراه با اضافات، فهرست بندی و صفحه آرایی جدید می باشد.

جلد اول از کتاب تمثیلات، به تمثیلات اعتقادی و تمثیلات علمی اختصاص دارد و ان شا الله در مجلدات آینده، تمثیلات تربیتی، عرفانی و سیاسی اجتماعی نیز عرضه خواهد شد.

علاقمندان برای تهیه ی این اثر می توانند با انتشارات چشمه ی حکمت تماس بگیرند: قم، پاساژ قدس، پلاک 1/186 ، تلفن: 02537839756  همراه: 09190493906

بسم‌الله الرحمن الرحیم
کلمه‌ای چند در رابطه [با] حساسیت مقام معظم رهبری به مسئله بازرسی آمریکائی در امر هسته‌ای و بازرسی جوان زائر عمره در حجاز:
سؤال این است: کدام ننگ بدتر است؟! یقیناً بازرسیِ توأم با استخفاف آمریکائی حتی از آنچه تحت عنوان بازرسی، توسط عمّال عربستان اتفاق افتاد به‌مراتب خطرناک‌تر است.
آنچه در عربستان اتفاق افتاد یقیناً اتفاق ساده‌ای نبود. دعواهایی که بازماندگان حکام سعودی با هم دارند به نگهبان پول و وعده حمایت می‌دهند تا با یکدیگر تصفیه حساب کنند و شما خواهید دید هیچ اتفاقی برای مجرم نخواهد افتاد.
چطور است وقتی فردی مورد تجاوز مأمورین کشور میزبان قرار می‌گیرد همه به درستی، عمق فاجعه را درک می‌کنند که اهانت به یک ملت شده است؛ ولی ببینید تحت پوشش بازرسی چه اهانت بزرگی به ملت صورت گرفته است!
ما باید بدانیم تحت عنوان بازرسی از مراکز نظامی [که] اسرار نظام را کشف کنند کمتر از تجاوز مأموران نخواهد بود.
هرگونه اِعمال سلطه تحت عنوان نظارت، عمل شنیع تجاوز یک نظام به‌نظام دیگر است.
والسلام.

رزق، مثل آب خور مرغ های مرغداری هاست. اگر آب خوری آن ها را دیده باشید، این طور است که کمی بالاتر از لبه ظرفی را سوراخ کرده و آن را پر از آب می کنند و روی یک ظرف بشقاب مانند، برمی گردانند. هوا وارد می شود و آب توی بشقاب زیرین می آید. وقتی آب در بشقاب جمع شد و مقابل سوراخ رسید متوفق می شود. و جوجه ها می آیند از این آب ها می خوردند و سطح آب می آید پایین. همین که جلوی آن سوراخ باز شد دوباره آب جریان پیدا می کند. یعنی وقتی مصرف شد تولید می شود نه این که تولید می شود تا مصرف شود.
روزی همیشه با مصرف هست نه تولید. اگر ده جوجه آب بخوردند آب بیشتر بیرون می آید پنج جوجه بحورند، کمتر بیرون می آید.
مساله روزی انسان هم این چنین است. اگر کسی هزینه چند خانواده را تامین کند، مصرف آنها موجب شدت جریان درآمد می شود و هرکس روزی خودش را می خورد. اگر انسان این معنی را بداند، وقتی کسی از او کمکی بخواهد؛ خوشحال می شود. و می فهمد که بناست خدا به او روزی دهد که این ها چیزی از او می خواهند. اما اگر سفره اش را بست و جلوی مصرف را گرفت، روزی هم بند می آید.

1- در سال جدید و تازه شدن طبیعت چه‌کاری انجام دهیم تا امام زمان عج الله فرجه الشریف از ما راضی باشند؟ قال رسوا الله صلی‌الله علیه و آله و سلم: «من أصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»[1]

ببینید مهم‌ترین امر در اسلام چیست؟ مهم‌ترین امر در اسلام «بسم‌الله الرحمن الرحیم» است. امر مهم در این جمله از رحمان به رحیم رسیدن است. آنچه در آن زندگی می‌کنیم و در اختیار ما است موفقیت رحمانی و امانتی است.

ما این امانت را قبول کرده‌ایم؛ وظیفه ما اداء این امانت است. موفقیت رحیمی یعنی اداء امانت. تلاش کنیم همه‌ی اهل عالم امانت را اداء کنند تا مشمول مهر و محبت خداوند یعنی در موفقیت رحیمی قرار گیرند.

2- وظایف منتظران در نوروز و بهار چیست؟ نگاه کنند چگونه خداوند عالم مرده را زنده کرد به این جمله خداوند مطمئن باشند «اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ یُحْیِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا»[2] همه می‌دانند خدا هرساله زمینی را هر کش زنده می‌کنند. به چیزی که همه می‌دانند نمی‌گویند بدانید. نمی‌گویند «اِعْلَمُوا» آنچه مردم به آن مطمئن نیستند. حیات و زندگی دیگری است؛ بعد از مرگ و ممات نوع دیگر.

امروز در جهان محبت مرده است، عدالت مرده است، انصاف مرده است، امنیت مرده است، کرامت انسانی مرده است، آزادی مرده است، زمینی که در آن‌همه چیز مرده است. مرده است.

می‌فرماید بدانید که زمین را بار دیگر زنده می‌کنیم. اول عدالت را در مرتبه دوم امنیت را در مرتبه سوم آزادی را در مرتبه چهارم کرامت انسانی را در مرتبه پنجم محبت را. کسی [که] محبت خدا را درک کرد محبت انسان‌ها را درک می‌کند. خداوند می‌فرماید: زمین و آسمان گنجایش مرا ندارند؛ دل انسان خانه اصلی من است.

3- چگونه از بهار طبیعت به رضایت امام زمان عج الله فرجه الشریف پل بزنیم؟ اگر دل انسان که خانه اصلی خدا است؛ به خداوند واگذار شود زمانه بهارمی شود و دل انسان خانه‌ی امام زمان می‌شود.

4- آرزوی مهدوی شما در سال جدید چیست؟ آرزوی مهدوی حقیر این است قبل از ظهور از منجلاب ربا که تا سر در آن فرو رفته‌ایم بیرون بیاییم چون خجالت دارد آن حضرت ما را از این منجلاب بیرون بکشد و به ما بگوید مگر پول اسلام را نمی‌توانید دوباره زنده کنید. نمی‌بینید! پول اسلام در هزار و چهارصد سال قبل معادل یک گوسفند بوده. الآن هم یک مثقال شرعی طلا معادل یک گوسفند است.

اگر طلا پشتوانه اسکناس بود، طلا قیمت بین‌المللی دارد؛ [لذا] پول شما بین‌المللی می‌شد [و] پول ملی نبود که باید زیر سایه یک پول بین‌المللی معامله شود. مگر زیر سایه اقتصادی کفار رفتن منجلاب نیست!

«وَ لَنْ یَجْعَلَ اَللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا»[3] و إن شاالله با طاهر شدن بطون ما از حرام زبان ما هم  دشنام به یکدیگر و عداوت به هم بازایستد و دل ها کانون محبت خداوند و خوبان از مردم شوند.

«والسلام».

 

 

 

 

 

 

[1] – علل الشرایع-ترجمه مسترحمی/ ج1/ نام مؤلف: سید هدایت الله مسترحمی/ ص: 131

[2] – بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می‌کند!/ الحدید/ 17

[3] – و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است./ النساء/ 141

بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه در شیراز اتفاق افتاده نتیجه تدبیر غلط و نسنجیده بودن تحلیل هاست.
قبلاً سخنرانی شیراز آمد و حرف هایی در تعریض به تقلید و ولایت در دانشگاه زده بود و بسلامت برگشته بود. از تریبون مجلس گفته شد مردم رعایت عمامه و احترام روحانیت را کردند و گرنه ایشان بسلامت بر نمی گشت. این جمله همان تدبیر غلط و تحلیل نسنجیده است.
اگر گفته شود کشور ما قانون دارد [و] هر کس در حوزه قانون صحبت کند، امنیت دارد وقتی از حوزه قانون خارج شود قانون بازدارنده او را محدود می کند و هیچ اتفاقی نمی افتد.
تریبون مجلس جای حواله دادن سخنرانی به مردم نیست. این دفعه مردم مشکل برخورد با روحانیت و عمامه نداشتند، شد آنچه شد.
آنها که در شیراز آن کردند که کردند اراذل و اوباش نبود[ند]، جوان نماز خوان ولایتی جان بر کف برای اسلام بودند. گمان می کردند با اینکار راه رخنه را بر دشمنان اسلام می بندند. گمان می کردند وقتی سخنرانی می آید و حرفهایی می زند و بسلامت بر میگردد و معنایش این است که دیواری از دیوار شیرازی ها کوتاه تر نیست. می خواهد بگوید اشتباه کردید؛ دیوار شیراز هم بلند است.
وقتی کماندوها به مدرسه فیضیه ریختند و با شعار جاوید شاه حجره را غارت کردند و طلاب را از طبقه بالا پرتاب کردند و با پنجه بوکس به سر و صورت آنها نواختند و فاضل برجسته استان کهکیلویه را در صورت خون آلود خود عکس گرفت و به محل خود فرستاد، صدها سرباز دولتی بوسیله مردم تار و مار شد.
چون امام فریاد کرد شاه دوستی یعنی غارتگری، امام مردم را برد و اجانب نتوانستند مردم را بدور شاه گرد آورند و دیدیم عاقبت چه شد.
اجانب دوست دارند این اتحادی که مردم با رهبر دارند شکسته شود. یکی بگوید رهبر این را گفت و من قانع نشوم. وقتی این کلیت شکسته شود اجانب پیروز میدان خواهند شد. مردم صدها هزار شهید دادند. با شعار جنگ جنگ تا پیروزی، بلافاصله یک روز امام گفت صلح می کنم و این صلح من تاکتیکی نیست. مردم تردید نکردند و به نفع امام در غدیر راهپیمایی کردند. مردم ما تربیت شده هزار سال انتظارند.
مردم عاشق چشم و ابروی بزرگان دینی نیستند. مردم امام غائبشان را در عالِم وارسته خود می بینند و برای حفظ ارتباط خود سر و جان می دهند.
درست است علماء معصوم نیستند امام هم معصوم نبود. اما حجت بود. فرق است بین عصمت و حجیت. وقتی گفته می شود من قانع نشدم نفی عصمت نیست نفی حجیت است.
امام فرمود وقتی مردم به خبرگان رأی دهند و خبرگان مجتهد عادلی را انتخاب کنند او ولی منتخب مردم است و حکمش نافذ است.
من قانع نشدم، نفی نافذ الحکم بودن است نه نفی عصمت. نافذ الحکم بودن پرچم ماست، سرود ملی ماست. هرکس پرچم نافذ الحکم بودن را سست کند پرچم جایگزین بدون هیچ تردید پرچم استکبار است.
اشعث ابن غیث برای رسیدن خدمت حضرت علی (علیه السلام) از قنبر اجازه گرفت قنبر به دستور حضرت آن زمان راهش نداد. اشعث مشت به بینی قنبر کوبید و خون جاری شد. قنبر خدمت حضرت علی (علیه السلام) با صورت خون آلود رسید. حضرت چه کند با رئیس بزرگترین قبیله؟! تنها این جمله را به اشعث گفت: لو رأیت غلام ثقیفی اذن لا قشعرت شعراتک، اگر آن پسر ثقیفی را ببینی موهایت به اندامت به لزره در می آید.
آنها که برای امیر المؤمنین ناز می کردند در مقابل حجاج ابن یوسف تسلیم صد در صد بودند. ابراز قانع نشدن غیر از قانع نشدن است. قانع نشدن اختیاری نیست، اما ابراز آن، انتخاب و اختیارِ حجیت خود بر حجیت نظام و نافذ الحکم بودن خود بر نافذ الحکم بودنِ نظام است.
ما هزار سال صبر کرده ایم تا اسلام امامت را در جهان جا بیاندازیم. این حجیت زمامدار جانشین امامت است. این حجیت، شیشه عمر مردم ماست. مردم تحمل نمی کنند کسی به شیشه عمرشان سنگ بزند. وقتی امام گفت جنگ، مردم تردید نکردند و وقتی امام گفت صلح، مردم تردید نکردند چون می خواستند آخر شب غیبت سپیده ظهور را ببینند.
نه آن سخن و نه آن عمل هیچکدام به نفع نظام نیست. اگر مردم مسئله نمی دانند باید مسئله دان شوند. اما آنها که مسئله می دانند چرا به عدم تمکین خود نسبت به نظام افتخار می کنند؟ در جلسه خصوصی در محضر رهبر، جای گفتگو هست ولی بعد از تصمیم، جای تمکین و تبعیت است.
مگر میرزای شیرازی وقتی تحریم تنباکو کرد اگر عالم برجسته ای می گفت من به حکم میرزا قانع نشدم چه اتفاق می افتاد؟ حکم شکسته می شد و استعمار سلطه اش بیستر می شد.
آنچه در شیراز اتفاق افتاد جای دو درس است. گویندگان مراقب باشند و مردم نسبت به شیشه عمرشان حساس هستند، بیشتر حساس باشند. اما این ارزش بزرگ را با روش حکیمانه توأم کنند، اگر با زدن و داد و بیداد کاری ساخته می شد نظام سابق ساقط نشده بود. چیزی که ما یفسده اکثر مما یصلحه باشد، عمل جاهلان است. والسلام.

ببینید، همه فرمان‌هایش را در یک کلمه خلاصه کرده است: «قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا»[1]. بگویید جز او خدایی نیست تا رستگار بشوید. خب، یعنی چه؟ یعنی من خدا نیستم. این لا إله الا الله معنایش این است دیگر، حداقلش. من خدا نیستم، شما می‌گویید مگر کسی ادعا می‌کند من خدا هستم. نه اما اگر می‌گوید من خدای خودم نیستم، پس من اختیاردار خودم نیستم.من مالک دارم، من صاحب دارم، خودم امانتی به دست خودم هستم، من مالک خودم نیستم، زبانم، ملک اوست، دست ماست. ببینم مالک گفته است این جمله را بگویم یا نگویم. چشم! ملک اوست، می‌خواهم نگاه کنم، بگویم مالکم گفته است از این چشم این استفاده را بکن یا از این چشم این استفاده را نکن. این می‌شود لا إله الا الله. این «قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا» است؛ یعنی انسان بگوید هیچ کس جز او خدا نیست، اول از همه خودم نیستم. من ادعای خدایی نمی‌کنم. از این جهت می‌گویم، چشمم مال من نیست، دستم مال من نیست، مالم هم مال من نیست. می‌گوید این مالی که دست من است، امانت اوست به دست من. وقتی انسان مال کسی را در راهی که او گفته خرج می‌کند که زورش نمی‌آید، ملک خودش را در راه خودش خرج کند. ملک او را در راه او خرج کند. این معنای لا إله الا الله است. حسین بن علی در عاشورا کارش می‌گفت لا إله الا الله. صبرش می‌گفت لا إله الا الله، رفتار و اخلاقش می‌گفت لا إله الا الله. این «قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا» است. هر کسی با محبوبش در قیامت محشور می‌شود. پس اسلام آمده است که برای ما بهترین محبوب را ارائه دهد. گفت «قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا» یک جمله حضرت گفت، بعد آداب لا إله الا الله گفتن را. تمام حج جزء لا إله الا الله است. نماز جزء لا إله الا الله است، روزه جزء لا إله الا الله است. حالا از من می پرسی چون که روزه می گیرم چه ربطی به لا إله الا الله دارد؟ از تو سؤال می‌کنم. روزه را به امر که می گیری؟ می‌گوید به امر خدا. این همان «قولوا لا اله الّا اللّه» است. روزه مستحب می‌خواهی بگیری، پدرت راضی نمی‌شود. روزه مستحب را می‌خوری، این همان لا إله الا الله است. [1]. معانی الاخبار/ جلد: 1/ شیخ صدوق/ ص: 306

(مطلب زیر و پوستر آن که برگرفته از بیانات حضرت آیت الله حائری شیرازی است، در سایت بت شکن طراحی و منتشر شده است. ضمن تشکر از این عزیزان که در راستای مبارزه با ربا، مجاهده و تلاش می کنند، این مطلب را باز نشر می دهیم: http://www.botshekan.com/)
سؤال حقیر این است که امام دو مطلب فرمود؛ در مورد آنکه فرمود «در اسلام پول کار نمی کند، کاری کنید پول کار نکند»، ما چه کار کردیم تا پول کار نکند؟ وقتی عرض می کنم در اسلام دیه ی یک انسان یا هزار دینار و یا هزار گوسفند است، گوسفند و دینار پا به پای یکدیگر جلو می روند، چون پول اسلام مال است.
پول رایج جهانی اگر مال بود بنا بود پا به پای مال جلو بیاید اما چنین نیست. دینار شرعی هجده نخود طلا است و یک مثقال رایج چهار گرم و نیم است و معادل بیست و چهار نخود طلا است.
پس دینار شرعی سه چهارمِ چهار و نیم گرم طلاست و سه گرم اندی طلاست. وقتی یک گرم طلا حدود صد هزار تومان است، یک دینار بین سیصد تا چهارصد هزار تومان است و قیمت گوسفند در این حدود است.
در قدیم هم یک گوسفند گاهی دو دینار فروخته می شد. عروه ی بارقی یک دینار از حضرت رسول اکرم گرفت تا یک گوسفند بیاورد. او رفت به جائیکه گوسفند ارزان بود با یک دینار دو گوسفند خرید و جائیکه گوسفند گران [بود]، یک گوسفند را به یک دینار فروخت و برای آن حضرت یک دینار و یک گوسفند آورد و حضرت به او فرمود بارک الله فی صفقه یمینک قرآن هم می گوید: (فَلَکُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِکُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ) همان پولی که به طرف قرض داده اید پس بگیرید؛ نه شما به طرف ظلم کنید که بیشتر بگیرید نه او ظلم کند که کمتر بدهد.
اگر پول مال باشد همین طور است. پول اسلام مال است. اما پول رایج جهانی اگر مال بود امروز قیمت یک گردو به اندازه ی قیمت دو خانه که من در آن بزرگ شده ام نبود !!!

خدا رحمت کند مادرم را. یکی از راه های تربیت وی این بود که هرگاه از ما خلافی می دید، دیگر کار به ما نمی داد؛ یعنی ظرف شستن و دوخت و دوز و مانند آنها را از ما سلب می کرد و از این طریق کار را پیش ما ارزشمند می ساخت. امروزه بسیاری از ما دقیقاً کار را بالعکس می کنیم؛ یعنی وقتی بچه خلافی کرد او را به کار وا می دارند یا اگر اذیت کرد، کار او را دو برابر می کنند. در نتیجه، چنین بچه ای کار را تنبیه تلقی می کند، در حالیکه ما بیکاری را به عنوان تنبیه تلقی می کردیم.