بسم‌الله الرحمن الرحیم
قرار نبود در مورد کاندیداهای شیراز مطلبی بنویسم. امّا چون در دوره اول درباره دو تن از کاندیداها چیزی نوشته بودم؛ ناچارم در میان‌دوره‌ای هم‌نظر دهم.
دو نفری که کاندیدا هستند؛ یکی از طایفه‌ی اکبری شهیدآبادی است؛ که بزرگِ فامیل آن‌ها متصدی مسائل مالی دفتر بوده و در پاکی و درستی حساب و دیانت کم‌نظیر بود. دیگری هم قبل از چندین دوره نمایندگی مجلس شوری اسلامی، استاد اقتصاد دانشگاه شیراز بوده و امروز با جریاناتی که در کشور است نیاز به انسان‌های استخوان‌دار در سابقه‌ی نمایندگی و مخصوصاً موضوع اقتصاد مقاومتی بسیار بالاست.
اگر صداوسیمای فارس مناظره‌ای در موضوع اقتصاد مقاومتی برقرار کند در این انتخاب بصیرانه تأثیر بسزایی خواهد داشت.
والسلام علیکم

فراز های مهم:

خب؛ به شما گفتند بروید رأی بدهید، رفتید [رأی] دادید. بعدش چه شد؟ چه اتفاقی افتاد؟‌ این اشتباه است فکر کنید که انگلیسی ها یک چیزی گفتند، یک عده هم حرف این ها را شنیدند. این یک حرف بی مزه ای است. [این حرف را] نزنید. خدا مقلب القلوب است. چرا این گونه فکر می کنید. شما از کجا می دانید که صلاح ما در چیست؟‌ ما تلاشمان را می کنیم که آن چه می دانیم و می توانیم پیش ببریم. بعد یک چیزی می شود که ما نمی خواستیم. خب شد، وقتی ما در کارمان کوتاهی نکرده باشیم آن چیزی که می شود همانی است که به صلاح ما است. یک وقتی آدم کوتاهی می کند، وظیفه اش را انجام نمی دهد نمی تواند گردن خدا بیاندازد. یک دفعه نه تلاشش را کرده است، وظیفه اش را انجام داده است. یک چیز دیگری از آب در آمده است. انسان از خودش مطمئن است که من کوتاهی نکرده ام. از خودش مطمئن است که من هر چه در توانم بود به کار برده ام. وقتی همه ی کارهایش را انسان کرده است دقیقاً آنجا حق دارد که بگوید: خب مدیریت خدا اقتضا کرد.
ببینید! آمدن آن حضرت عجیب شبیه امام است. شما چه کار کردید تا امام آمد؟ عالَم باید به بیست و دو بهمن عالَم برسد در همه ی عالَم. این بیست و دو بهمن کشور ما بود عالم هم یک بیست و دو بهمنی دارد. آن موقع آن رژیم در شیراز و اصفهان و در مشهد در این شهرها می زد؛ حالا به جای اصفهان و مشهد و این ها، یمن است، عراق است، سوریه است، لبنان است. این ها آن روز به امام می گفتند عامل خارجی حالا هم به سید حسن نصرالله و حزب الله می گویند تروریست اند. که می گوید؟ همین شیخ نشین ها. می دانی این ها با این کار چه کار می کنند؟ رابطه ی خودشان را با مردم خودشان از دست می دهند. مردم دوبی عاشق آ سید حسن اند. مردم امارات عاشق آسید حسن اند. وقتی این ها می آیند تصویب می کنند که حزب الله تروریست است. به زیر پای خودشان دارند می زنند.
اما این اتفاقات که میافتد ببینید! یک «کلاهی» آقای بهشتی و هفتاد و دوتا را شهید می کند. نظام هم یک سقف است. خوب شما زیر این سقف نشسته ای. یک وقت یکی مثل «کلاهی» سقف را می آورد پایین. می دانی چه کار می کنند؟ به شما می گویند از زیر این سقف برو بیرون. به آن ها می گویند بیا زیر سقف. این مجلسی است که به این ها گفتند بروید و به آن ها هم گفتند بیایید! حالا این ها آمدند اینجا چه کار می خواهند بکنند؟ این یک کاری می خواهد بکند که اشتغال ها بیشتر بشود تا بگویند این ها بهترند. ببینید این جوری است ها. الان این ها تمام قوتشان را به کار می برند که مشکل اشتغال را حل کنند، مشکل تورم را حل کنند، تمام نیروها؛ چرا؟ چون حالا اگر نکنند دیگر کسی بهشان نمی گوید که مجلس نگذاشت. دیگر هم که عذری ندارند. تا چهار سال آینده که آقا می خواهد ریاست جمهوریش را ادامه پیدا کند یا نکند، دیگر نمی شود بگوید آقا ما می خواستیم شما دیدید که این ها چه می گفتند. شما می دانستید ما چه کار می خواستیم بکنیم اما در قضیه ی برجام چه بلایی سر ما آوردند؟ چه حرف هایی نسبت به ما زدند!حالا از این به بعد دیگر از این حرف ها نیست!
شما نگویید در این شهرستان ها هم تعداد آرای آن ها بیشتر است. نه!‌ این سی تایی که رأی نیاوردند تمام سخنگوی مجلس همین سی تا بودند. این جوری نیست که شهرستانی که می آید قد و قواره ی این است که تهرانی است. این ها با یک میلیون و نیم رأی می آیند. این با بیست هزار تا رأی می آید. آن که با بیست هزار تا رأی می آید نمی شود رویش حساب کرد. چرا؟ چون شهرستانی ها یکی از مشکلات اصلیشان است که وعده هایی که به مردم دادند تا رأی شان دادند. با دولت باید بسازند تا یک مقداری امکانات بدهد تا بتوانند یک کاری بکنند. [روی] این ها اصلاً حساب [باز] نکن. تک و تویشان مممکن است یک کسانی باشند که قید تمام این امکانات را بزنند و حرفشان را بزنند. نادر است آن افرادی که اینطور باشند. وگرنه با دولت معامله شان می شود. این ها با دولت به توافق می رسند. حالا در رأی گیری ها خواهید دید. اصول گرا هستند موقعی که مردم بهشان رأی می دهند، اما وقتی می روند مجلس آنجا وضع ها عوض می شود. چرا؟ چون به شدت آن ها نیاز دارند به این که فرماندارشان از خودشان باشد، بخشدارشان از خودشان باشد، هیچ چیزی هم نخواهد طبیعتاً بعضی مسئولین را نماینده گفته که من عوض می کنم. یک وعده هایی داده است. از این جهت کسی نمی تواند از این ها (دولت) قبول کند که [حتی اگر] مثلا اکثریت [مجلس] هم از این ها (نمایندگان شهرستانی) باشد، شما (دولت) نمی توانستید کار کنید. نه. از این پس این ها برای هر طرحی که بخواهند بدهند و هر تصمیمی که بخواهند بگیرند واقعاً توانا هستند. هیچ عذری نخواهند داشت. و ما هم دعا می کنیم که این ها هم باز موفق بشوند.
این را هم اگر کسانی بی غرض باشند در بین اصلاح طلب ها باید بگویند (اعتراف کنند) که اگر آن ایستادگی که ایشان در سال هشتاد و هشت کرد که به او می گفتند بیا انتخابات را باطل کن. اگر آن روز باطل کرده بود امروز همچین انتخاباتی نداشتیم. تکرار می کنم. آن ها باید جوانمردی بکنند. اگر آن روز ایشان تسلیم تهدید این ها شده بود مردم سالاری اصلا از بین رفته بود. هر زمانی هرکه رأی نمی آورد شلوغ می کرد تا به هم بزندش.
خیلی ایشان واقعاً زجر کشید تا این فتنه ی هشتاد و هشت با توسلاتش خواباند، با گریه اش خواباند، یک آتشی بود که اشک ایشان خاموشش کرد. دیدید در نماز جمعه چه گفت! گفت یا صاحب الزمان. این همیشه تکه کلامش است. وقتی از همه جا کم می آورد یک یا صاحب الزمانی می گوید. [می گوید] من یک تن علیل دارم. می خواهم این تن علیل را در راه شما خرجش کنم. این را گفت و اشکش جاری شد. این 9 دی فرزند این خطبه ی نماز جمعه است. آن موقع متولد شد. نطفه اش در آن روز منعقد شد. گذاشت تا وضع حملش شد. حوادثی که اتفاق می افتد یک روز انعقاد نطفه دارد، یک روز ولادت.

———————————————————————————————————————————————————————————
سلام علیکم، جمیعا و رحمه الله
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین
خدا ان شاالله از شما قبول کند. به مناسبت هفته گذشته که انتخابات بود و این که این اتفاقات که می افتد علامت چه است؟ یک اشاره ای کنم.
خداوند یک فرمانی را به بندگانش می دهد؛ یک قولی هم به آن ها می دهد. یک وظیفه را بندگان دارند؛ یک عهد و پیمانی را هم خدا به آنها می دهد. آن خواسته ای را که خدا از بندگانش دارد این است که به حرفش گوش کنند؛ به عهدشان با او وفا کنند و آن قولی را که به این حرف گوش کن ها داده است این است که این ها را تحت نظارت خودش قرار بدهد. تحت حمایت خودش قرار بدهد. این دو تا هم هر که اجابت کند دعوت خدا را، خدا هر جا که باشند در هر شرایطی که باشند حفاظتش می کند. حراستش می کند. « وَأَوْفُوا۟ بِعَهْدِىٓ أُوفِ بِعَهْدِکُمْ » شما به عهدی که با من بسته اید وفا کنید من هم به عهدی که با تو بسته ام وفا می کنم. عهدی که ما با خدا بسته ایم این است که گفته ایم «ایاک نعبد و ایاک نستعین» ما فقط تو را عبادت می کنیم و دست حاجتمان هم به سوی تو است. عهدی که من به شما داده ام و قولی که به شما داده ام گفتم «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» شما صدایم بزنید جواب بدهم. درخواست کنید عطا کنم.
خب؛ به شما گفتند بروید رأی بدهید، رفتید [رأی] دادید. بعدش چه شد؟ چه اتفاقی افتاد؟‌ این اشتباه است فکر کنید که انگلیسی ها یک چیزی گفتند، یک عده هم حرف این ها را شنیدند. این یک حرف بی مزه ای است. [این حرف را] نزنید. خدا مقلب القلوب است. چرا این گونه فکر می کنید. شما از کجا می دانید که صلاح ما در چیست؟‌ ما تلاشمان را می کنیم که آن چه می دانیم و می توانیم پیش ببریم. بعد یک چیزی می شود که ما نمی خواستیم. خوب شد وقتی ما در کارمان کوتاهی نکرده باشیم. آن چیزی که می شود همانی است که به صلاح ما است. یک وقتی آدم کوتاهی می کند، وظیفه اش را انجام نمی دهد نمی تواند گردن خدا بیاندازد. یک دفعه نه تلاشش را کرده است، وظیفه اش را انجام داده است. یک چیز دیگری از آب در آمده است. انسان از خودش مطمئن است که من کوتاهی نکرده ام. از خودش مطمئن است که من هر چه در توانم بود به کار برده ام. وقتی همه ی کارهایش را انسان کرده است دقیقاً آنجا حق دارد که بگوید: خب مدیریت خدا اقتضا کرد. شرط دارد همه جا نمی شود آدم گردن خدا بیاندازد. بسیاری [از] اوقات که ما اسم قضا و قدر می آوریم، گناه می کنیم. اسلام را زشت می کنیم. مسائل را از مواضع خودش تغییر می دهیم. باید از این گناهان استغفار کرد. این جور نیست که هر کاری بشود بگوییم تقدیر نبود. مقدر نبود. مقدر، جای خودش را دارد. برنامه ی خودش را دارد. آداب خودش را دارد. بارها عرض کردم ما «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» داریم. «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ» «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» این را هم داریم. اصلاً دو تا عالَم هستند. یکی می گوید هر چه پیش آمد تقصیر خودت هست. خودت کردی گردن کسی نیانداز. یک دیگر هم می گوید همه چیز را من کردم و من قبل از این که تو به این دنیا بیایی این تصمیم را گرفته ام. این دو تا نباید قاطی بشود. آن جای خودش را دارد این هم جای خودش را دارد. «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» اصلا از جنس «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا» نیست. آن یک مصیبت است؛ آن هم یک مصیبت است. دو تایش را با صاد می نویسند، دو تایش هم مصیبت است، دو تایش هم بر انسان وارد می شود. اما یکیش نتیجه ی عملکرد انسان است، یکیش نتیجه تقدیرات الهی است. این طور نیست که هر چه تقصیرات من است این جزو تقدیرات من باشد. قاطی نشود. همه اش تو بگویی خدا مقدر کرده است که من این تقصیر را انجام بدهم. خوب چرا بزندت؟! اگر از اول مقدر کرده است که این غلط را من بکنم مگر می توانم نکنم؟!‌ این چه حرفی است؟! یا تقصیر، یا تقدیر. دو تا را با هم قاطی نکنید. هر کسی اسم تقدیر را بیاورد در مواضع تقصیر دو تا گناه کرده است. یکی گناه کرده است یکی هم تهمت به خدا زده است. دقیقاً مصادق همین آیه است. «وَمَن یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا» بری خداست. هرکسی خودش یک گناهی بکند و گردن یک بی گناهی بیاندازد هم یک گناهی کرده است و هم یک تهمتی زده است. اصلا اسم خدا را نیاور اینجا. منتهی نفس اماره ی ما برای این که خودش را پاک کند خدا را ملکوک می کند. این لکه را از خودش بر می دارد می چسباندش به خدا. گناه را از روی خودش بر می دارد می گذارد [برای خدا] برای این که خودش را تبرئه بکند خدا را متهم می کند نکند این کار را. این جایش نیست. ببینید! آن چه به خود نمی پسندی به دیگران هم نپسند. چه کسی به خودش می پسندد که خودش زیر زیر یک کاری بکند یک کسی را اذیت بکند یعد بیاید رو رو یک سیلی به او بزند بگوید تو چرا این کار را کردی؟! ببینید! یکی بیاید یواشکی لباس یک کسی را‌ آلوده کند بعد به او بگوید با این لباس آلوده آمدی پیش من. یک سیلی هم به او بزند. این مردانگی است؟ هر کسی اشتباهات خودش را گردن خدا بیاندازد از این تهمت ها به خدا زده است. خدا خیلی بدش می آید.
ببینید! امام سجاد علیه السلام در مقابل یزید که می گفت: «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» فرمود:‌ «لسنا من اهل هذه الآیه»‌ این آیه ی قرآن است. درست است همه چیزش. اما هر آیه ای، اهلی دارد. ما اهل این آیه نیستیم. اشتباه نکن. ما این جریان آیه برایمان پیش آمده است، این اسارت ها پیش آمده است، این اتفاقات پیش آمده است به ما نباید بگویند «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» خودتان سر خودتان این طور آوردید. یزید [لعنت الله علیه] می خواست همین را بگوید. بگوید که این علما این فقها این بزرگان در مکه در مدینه در کوفه در شام در همه جا مثل بچه ی آدم بابایم آمد من را معرفی کرد این ها گفتند سمعنا و أطعنا و بیعت با ما کردند. بعد هم هر کار ما کردیم چشمشان، گوششان را درویش کردند همه اش حمل بر صحت می کنند. خب؛ مزاحم ما هم نمی شوند ما هم احترامشان را داریم، حقوقشان مرتب، احترامشان مرتب، تکلیفشان مرتب. مب آین اینجا ما پیششان می رویم آن ها پیش ما می آیند. ما دعایشان می کنیم آن ها دعایمان می کنند؛ شما چرا این طور کردید که این گونه سرتان بیاید. این آقازاده ها هستند، بزرگان قوم اند، سابقه دارند. این ها می آین پیش ما ماهم احترامشان را داریم تکریمشان می کنیم به استاندارها هم می گوییم رعایتشان بکنند. روز عید به خدمتشان بروند دستشان را ببوسند، تشرف پیدا کنند در نماز آن ها شرکت پیدا بکنند. ما کار نمی کنیم. شما خودتان را در زحمت انداختید. حسین ابن علی از مدینه آمده است مکه از مکه آمده است در کربلا می خواسته بیاید کوفه. پایش به کوفه می رسید دیگر مشکل دارتر می شد. یک شهر بزرگی مثل کوفه به هم می ریخت. خوب ما پیش بینی کردیم، پیش گیری کردیم جلوی ورود ایشان را گرفتیم خوب شد این طور شد؟‌ شما حرمت پیغمبر را رعایت نکردید این ها را به اسارت در آوردید چرا حرمت این ها را. این ها در خانه ی خودشان می نشستند. ما می آمدیم از درون خانه شان درشان می آوردیم؟ حرف یزید ابن معاویه این بود که در حضور بزرگان قوم، کسانی را که از شهرها دعوت کرده است ئر این مجمع عام آورده است بعد این ها را محکوم کند و برگرداند. این جا جای سکوت نبود. امام سجاد علیه السلام جواب داد. «لسنا من اهل هذه الآیه» ما که «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» که نیستیم. «ولا فی ما نزلت» آیه درباره ما نازل نشده است. انما نزلت فینا: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا» ما اهل آن آیه هستیم. ما قبل این که به این دنیا بیاییم این جریان و این اتفاقات و این تقدیرات و این ها مقدراتمان بود. حسین ابن علی این لقب شهید را قبل از این که به دنیا بیاید دادند. آن روزی هم که به دنیا آمد گفت وقتی پیغمبر این را می گفت فاطمه زهرا سلام الله علیها گفت چه جور شیرش بدهم. اصلا خانه شده بود عزاخانه. همه وقتی بجه به دنیا می آید کِل می زنند سرور می کنند، شادی می کنند. نه ایشان گفت که اینجوری نیست. سرنوشتش این است. بعد هم گفت این شفاعت می کند. فاطمه زهرا راضی شد گفت اگر شفاعت می کند، می ارزد. یعنی من شیرش می دهم بزرگش می کنم همه کار می کنم. آن هم به هر صورتی می خواهد شهید بشود. اگر آخرش این است که این شفیع می شود من می دانم که این ها چقدر علاقه دارند به شفاعت. ما اینقدری که خودمان به شفاعت نیاز داریم. آن ها هر وقتی که یک دعای مستجاب دارند به خدایتعالی می گویند قول به ما بدهید که شفاعتمان را رد نمی کند. تا وقتی هم که می خواهد بهشان محبت بکند. بزرگترین محبت می گوید همین را بهشان می کنم. در قیامت هم وقتی همه مضطر می شوند همه سرگردان می شوند از اینجا شروع می شود. لباس خون آلود حسین ابن علی را فاطمه زهرا شفیع قرار می دهد. ندید یوسف وقتی می خواست ورق برگردد چه کرد؟ «اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَـذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا» شیراز بودم تازه بچه ها رفته بودند کربلا. از کربلا پرچم امام حسین را آوردند شیراز یک مراسمی گرفتند همه جلوی استانداری پرچم را می خواستند دستشان. به من گفتند صحبت کنید. من این پرچم را که دیدم؛ یادم به این آیه آمد. «اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَـذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا» گفتم یوسف پیراهنش را فرستاده برای نورچشمی بابایش. ایشان هم پرچمش را فرستاده است که چشم ما به پرچمش بخورد. دلمان روشن بشود. این امروز پرچمش هست فردا هم «أْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ» است. امروز پرچمش را می بینیم فردا خودش را می بینیم. این ها مقدماتش هست.
این مسائل انتخابات برای بازگشت به وحدت است. من بارها گفته ام از من بارها شنیده اید آن هایی که با من آشنا هستند من این مسئله ی اصلاح طلب و اصول گرایی دعوایش را لله نمی دانم. رقابتشان لله است اما عداوتشان لله نیست. نفسانی است. حذف کردن علامت عدم اخلاص است. اصلا قدرت طلبی لازمه اش حذف کردن است. قدرت طلب می خواهد طرف مقابل را حذف کند. خدا حفظش کند آقای ابوترابی با من دیداری داشت این آدم خوبی است. برادرش از خودش بهتر. برادرش یک برادر واقعاً فوق العاده ای بود. بابایشان هم نماینده مجلس بود پسرشان هم می امد. برادر بزرگشان. مال قزوینند. پدرشان هم آدم خوبی بود. این برادر بزرگش اسیر شده بود. سنگ صبور همه ی اسرا بود. پنجاه هزار اسیر بود فقط آقای ابوترابی را می شناختند. نه حکمی از امام داشت نه نمایندگی هیچی، هیچی. به خاطر این که می رفت واسطه می شد، صحبت می کرد. این که مشکل دارد می آمدند به این درد و دل می کردند این هم لله صحبت می کرد رفع مشکل می کرد. یک دفعه به من گفت که یک افسری عراقی شد مسؤل یک کمپی وقتی وارد شد دید این ها نماز جماعت می خوانند. امام جماعت هم یک بسیجی مال کرمان بود الان هم در حیات است. این مقرراتشان این بود که این ها نباید نماز جماعت بخوانند. این هم آدم قاطی بود. آمد و نمازشان که تمام شد. گفت چرا شما نماز جماعت خواندید. ما مأموریم نباید این کار می شد. خوب این ها نماز جماعت می خواندند این ها را ول کرد، امام جماعتشان را گرفت. آقای ابوترابی گفت امام جماعت را برد در دفترش. منظورش این بود این کف پایش را بگیرد یک چند تا بزنند بعد ایشان بگوید دخیل بعد تعهد بدهد که دیگر امام جماعتی نکند رهایش کنند. فقط می خواسته این بگوید دخیل. این هم شلاق زدند کف پایش گفت یا صاحب الزمان. این ها فکر می کردند ده تا بزنند این می گوید دخیل، ده تا زدند گفت یا صاحب الزمان، این می خواست تا این دخیل نگوید بزند. ده تای دیگر زدند، باز هم گفت یا صاحب الزمان، ده تای دیگر زدند، ده تای دیگر. صد تا شد. باز این هم نگفت دخیل. صد تای دیگر زدند، صد تای دیگر زدند، صد تای دیگر زدند شد هزار تا خسته شدند گفت این ها دیگر فایده ندارد. اتو بیاورید. اتو را گذاشتند در برق تابید گذاشتند کف پای این باز هم نگفت دخیل. گفت یا صاحب الزمان. یک دفعه افسرِ گفت برش دارید. گفت این را [به] دوش بگیردش و بیاریدش داخل کمپ. این را دوش گرفتند خودش هم همراهشان آمد. حالا به عربی با این ها صحبت می کند. من امروز به امام شما ایمان آوردم او یک مؤثر را صدا می زد. ببینید یا صاحب الزمان این گونه کار می کند. من اگر خود آقای ابوترابی با این [صحبت] را نکرده بود؛ یک آدم صادقی می دانستمش. نه نقل می کردم، نقل عجیبی است هزار تا شلاق به زبان آسان می آید. من یک وقتی در یک جماعتی صحبت می کردم کرمانی ها آمدند (بسیجی ها). به من گفتند این یک نامه هم داده بهش. داخلش نوشته است فوق انسان، به این اسیرِ. گفتم نه این انسان مافوق است. نه فوق انسان. این مراتب خود انسان است. انسان را کوچک گرفته است. این انسان است این یک متنی از انسانیت است. گفتم اینهاش هستش. در کرمان است. ببینید این صدتا، هزارتا شلاق و این اتوی داغ یک دفعه این افسر را عوض کرد. ممالک عالم هم همین اند. این یمن انگار این بسیجی کرمانی، این هواپیما که می آیند بمباران می کنند انگار هزار تا شلاق، انگار داغ کردن، انگار اتو داغ گذاشتن است. مردم مصر انگار آن افسر هستند. مردم آفریقا انگار آن افسر هستند. آقای زکزاکی (آقای زکزاکی در همین اتاق آمده بود، نماز خواند. خیلی آدم صافی بود. در آنجا پانزده میلیون شیعه بکند خیلی کار است. خیلی از دست این عصبانید) بدلیل اینکه مردم مستعد بودند این یک کبریت زد. این مردم دارند پخته می شوند در عالم. اهل سنت با همین ها پی به حقانیت امامان می برند. این ها بزنند، داعش که می آید می زند انگار این افسر است که می زند، بعد خودش منقلب می شود؛ داعش امیدی به خودش نیست. چرا؟ چون این ها تکفیری اند. آن هایی که تکفیری نیستند از عمل داعش بدشان می آید، همان بد آمدن که می خواهند از داعش دور بشوند؛ خود به خود به تشیع نزدیک می شوند. این مسائل دارد واقع می شود. خدا می خواهد شما را حفظ کند. گاهی حفظش به همین است. که این ها ببرند.
ببینید! این مصیبت ها که برای شیعه واقع می شود؛ شیعه کشی باب می شود؛ همین طور اینقدر بمب می گذارند، این ها همین طوری شلاق ها است که می خورد به او. “کرمانی” منتظر باش این افسر عوض بشود. حالا بعضی هایشان که رقیق القلب تر هستند زودتر عوض می شوند؛ بعضی هایشان [هم که] قسی القلب ترند دیرتر عوض می شوند. این آخر همه دارند در این مسیر عوض می شوند. مسیحی ها عوض می شوند، خیلی از این یهودی ها عوض می شوند. این گونه نیست منتهی این کارها باید اول بشود. نه دوره ی آقا امام زمان، این ها کارهای مقدماتی است.
ببینید! آمدن آن حضرت عجیب شبیه امام است. شما چه کار کردید تا امام آمد؟ عالَم باید به بیست و دو بهمن عالَم برسد در همه ی عالَم. این بیست و دو بهمن کشور ما بود عالم هم یک بیست و دو بهمنی دارد. آن موقع آن رژیم در شیراز و اصفهان و در مشهد در این شهرها می زد؛ حالا به جای اصفهان و مشهد و این ها، یمن است، عراق است، سوریه است، لبنان است. این ها آن روز به امام می گفتند عامل خارجی حالا هم به سید حسن نصرالله و حزب الله می گویند تروریست اند. که می گوید؟ همین شیخ نشین ها. می دانی این ها با این کار چه کار می کنند؟ رابطه ی خودشان را با مردم خودشان از دست می دهند. مردم دوبی عاشق آ سید حسن اند. مردم امارات عاشق آسید حسن اند. وقتی این ها می آیند تصویب می کنند که حزب الله تروریست است. به زیر پای خودشان دارند می زنند.
یکی بر سر شاخ، بن می‌برید خداوند بستان نگه کرد و دید
بگفتا گر این مرد بد می‌کند نه با من که با نفس خود می‌کند
این آمد در باغش دید یک کسی بالای درخت در آنجا نشسته است. ارّه گذاشته دارد این شاخه ی بالا را می برد. اما به جای این که پشتش را بکند به کنده ی درخت، رویش را کرده است به کنده ی درخت دارد اینجا را می برد. خوب وقتی این برید از بالا می افتد پایین. این هم هیچ چیز نگفت، گفت به من که نمی کند به خودش می کند. این ها دارند با این کارها که می کنند زیرآب خودشان را می زنند.
اما این اتفاقات که میافتد ببینید! یک «کلاهی» آقای بهشتی و هفتاد و دوتا را شهید می کند. نظام هم یک سقف است. این هایی که عصبانی اند، این هایی که غیظ دارند، خشم دارند ؟؟؟. خوب شما زیر این سقف نشسته ای. یک وقت یکی مثل کلاهی سقف را می آورد پایین. می دانی چه کار می کنند؟ به شما می گویند از زیر این سقف برو بیرون. به آن ها می گویند بیا زیر سقف. این مجلسی است که به این ها گفتند بروید و به آن ها هم گفتند بیایید! حالا این ها آمدند اینجا چه کار می خواهند بکنند؟ این یک کاری می خواهد بکند که اشتغال ها بیشتر بشود تا بگویند این ها بهتراند. ببینید این جوری است ها. الان این ها تمام قوتشان را به کار می برند که مشکل اشتغال را حل کنند، مشکل تورم را حل کنند، تمام نیروها؛ چرا؟ چون حالا اگر نکنند دیگر کسی بهشان نمی گوید که مجلس نگذاشت. دیگر هم که عذری ندارند. تا چهار سال آینده که آقا می خواهد ریاست جمهوریش را ادامه پیدا کند یا نکند، دیگر نمی شود بگوید آقا ما می خواستیم شما دیدید که این ها چه می گفتند. شما می دانستید ما چه کار می خواستیم بکنیم اما در قضیه ی برجام چه بلایی سر ما آوردند؟ چه حرف هایی نسبت به ما زدند!
حالا از این به بعد دیگر از این حرف ها نیست. علتش هم این است که شما نگویید در این شهرستان ها هم تعداد آرای آن ها بیشتر است. نه!‌ این سی تایی که رأی نیاوردند تمام سخنگوی مجلس همین سی تا بودند. این جوری نیست که شهرستانی که می آید قد و قواره ی این است که تهرانی است. این ها با یک میلیون و نیم رأی می آیند. این با بیست هزار تا رأی می آید. آن که با بیست هزار تا رأی می آید نمی شود رویش حساب کرد. چرا؟ چون شهرستانی ها یکی از مشکلات اصلیشان است که وعده هایی که به مردم دادند تا رأی شان دادند. با دولت باید بسازند تا یک مقداری امکانات بدهد تا بتوانند یک کاری بکنند. [روی] این ها اصلاً حساب [باز] نکن. تک و تویشان مممکن است یک کسانی باشند که قید تمام این امکانات را بزنند و حرفشان را بزنند. نادر است آن افرادی که اینطور باشند. وگرنه با دولت معامله شان می شود. این ها با دولت به توافق می رسند. حالا در رأی گیری ها خواهید دید. اصول گرا هستند موقعی که مردم بهشان رأی می دهند، اما وقتی می روند مجلس آنجا وضع ها عوض می شود. چرا؟ چون به شدت آن ها نیاز دارند به این که فرماندارشان از خودشان باشد، بخشدارشان از خودشان باشد، هیچ چیزی هم نخواهد طبیعتاً بعضی مسئولین را نماینده گفته که من عوض می کنم. یک وعده هایی داده است. از این جهت کسی نمی تواند از این ها (دولت) قبول کند که [حتی اگر] مثلا اکثریت [مجلس] هم از این ها (نمایندگان شهرستانی) باشد، شما (دولت) نمی توانستید کار کنید. نه. از این پس این ها برای هر طرحی که بخواهند بدهند و هر تصمیمی که بخواهند بگیرند واقعاً توانا هستند. هیچ عذری نخواهند داشت. و ما هم دعا می کنیم که این ها هم باز موفق بشوند.
چرا؟ چون توفیقشان بهتر است. شما در تعبیرات رهبر در آینده هم خواهید دید دعوتتان می کند به دوستی، محبت، وفاق، یگانگی، شما مترصد صحبت های آینده ی رهبری باشید. رهبری کلماتش در آینده روی این است که با هم باشید، با هم دوست باشید، با هم رفیق باشید، با این ها کار می کند و با همین کار پیش می برد.
این را هم اگر کسانی بی غرض باشند در بین اصلاح طلب ها باید بگویند (اعتراف کنند) که اگر آن ایستادگی که ایشان در سال هشتاد و هشت کرد که به او می گفتند بیا انتخابات را باطل کن. اگر آن روز باطل کرده بود امروز همچین انتخاباتی نداشتیم. تکرار می کنم. آن ها باید جوانمردی بکنند. اگر آن روز ایشان تسلیم تهدید این ها شده بود مردم سالاری اصلا از بین رفته بود. هر زمانی هرکه رأی نمی آورد شلوغ می کرد تا به هم بزندش. خیلی ایشان واقعاً زجر کشید تا این فتنه ی هشتاد و هشت با توسلاتش خواباند، با گریه اش خواباند، یک آتشی بود که اشک ایشان خاموشش کرد. دیدید در نماز جمعه چه گفت! گفت یا صاحب الزمان. این همیشه تکه کلامش است. وقتی از همه جا کم می آورد یک یا صاحب الزمانی می گوید. [می گوید] من یک تن علیل دارم. می خواهم این تن علیل را در راه شما خرجش کنم. این را گفت و اشکش جاری شد. این 9 دی فرزند این خطبه ی نماز جمعه است. آن موقع متولد شد. نطفه اش در آن روز منعقد شد. گذاشت تا وضع حملش شد. حوادثی که اتفاق می افتد یک روز انعقاد نطفه دارد، یک روز ولادت.
ان شالله در یک جلساتی من فاصله ی بین این دو تا، چگونه می شود ولادت می شود این را برایتان می گویم. ما در علوم انسانی از خدا خواسته ام خیلی چیزها برام روشن شده است یکیش همین است. مسائل یک روز انعقاد نطفه دارد، یک روز ولادت. این باشد اگر یک وقت جلسه ای بود حتماً سوال کنید.
خوب وقتی رهبر بگوید با هم روبوسی بکنید، به طرفین آن موقع این عداوت منسوخ می شود و محبت منظور می شود. حالا شما پیش گام بشوید. بیایید به نیت این که یک روزی اصلاح طلب و اصول گرا در آغوش هم باشند، حالا که شما همه تان یکی هستید شما با هم معانقه بکنید تا ان شاالله این زیپ را وقتی می خواهند بکشند این جوری از بالا این دهانه ی زیپ می آید هر جور می رود این ها را در هم قفل می کند. شما دهانه ی زیپ باشید. دیدید این بالایی را اسمش چه می گذارند؟ آقا مجتبی یک کسی که زیپ را می گذارد این تکه چه می شود؟ نمی دانی؟
شما می دانید؟ نه. این که وقتی می کشنش این دو تا از زیرش رد می شوند و به هر جا می رسد این ها را به قفل می کند. [این اسمش چیست؟]
این زیپ را بیاورید. نگاه کنید ببینید! این تفرقه یعنی آوردن [زیپ به] پایین. این یعنی بکش پایین! (خنده ی حضار) اتحاد یعنی بکش بالا. بکش پایین خیلی زشت است. بکش بالا. حالا پاشید با هم معانقه کنید.

آیت‌الله حائری شیرازی: اعضای شورای نگهبان مظلوم‌اند؛ نباید به آنها تاخت.

ما به داور فوتبال این اختیار را می‌دهیم که اشتباهی را ببیند و اغماض کند. آیا ما چنین حدی از اختیار را برای شورای نگهبان در داوری‌هایش می‌پذیریم؟ هرگز! پس ببینید ما اختیاراتی را به داور فوتبال می‌دهیم که صد برابر شورای نگهبان است!!!! چرا عده‌ای فکر می‌کنند شورای نگهبان فعال ما یشاء است؟

بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که قبلا وعده کرده بودم در کنار استخوان داران انقلاب و اسلام بایستم و در متابعت امام جماعت نظام و همراهی با او نه یک لحظه جلوتر و نه یک لحظه عقب تر مأموم بمانم، به همه توصیه می کنم نظام، یک نماز جماعت و نماز جماعت، فقط یک امام دارد. انصراف اینجانب برای حفظ دین و احتراز از تقابل با استخوان داران اسلامیت و انقلابیت نظام است.
والسلام
محی الدین حائری شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم
وظیفه خبرگان محدود به دفاع از مقام معظم رهبری نیست، اینکه خبرگان از اتصال به رهبر معظم کسب عزت و آبرو کند خوب است لازم است اما کافی نیست،این مقام هم باید از خبرگان سود علمی، تحقیقاتی و وجاهت اجتماعی ببرد.
خبرگان بایستی مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را رصد کنند و برای ارائه راهکار حل مشکل به مقام معظم رهبری کمک کنند.
نتیجه یک طرفه بودن خبرگان این میشود که کمکی از ناحیه خبرگان به بهتر انجام گرفتن وظایف رهبر بزرگوار صادر نشود و تنها از طریق دفتر و حکومت در حد مقدور قدمهایی برداشته شود.
به همین دلیل وظیفه خود میدانم همکاری خبرگان بزرگوار را در بهتر برگزار شدن وظایف رهبر بزرگوار جلب نمایم.
از اهم وظایف خبرگان و رهبر معظم، عملیاتی کردن مطالبات خداوندی است.
خداوند در قرآن کریم می گوید اگر به شما قدرت و حاکمیت دادیم از شما چهار چیز می خواهیم:
ترویج نماز، ترویج زکوه،ترویج امر بمعروف و ترویج نهی از منکر.
اگر خبرگان وجهه همت خود را امور فوق قرار دهند در همه آنها به موفقیت های بزرگی نایل می شویم. اما در چهارمین مورد که نهی از منکر باشد ببینیم به کجا رسیده ایم،همه میدانند منکرتری از ربا نیست،یک درهم ربا بدتر از هفتاد بار گناه بزرگ با مادر و خواهر در درون کعبه است.
اما ربا خوار با گرفتن چک از طرف خود، قوه مقننه و قوه قضائیه و قوه مجریه را در رسیدن به مطالبات خود پشتیبان و پشت سر دارد.
در مورد بانک ها و تعاونی اعتبارها هم، وضع بهتر نیست. به بانکداری بدون قرض رسیده ایم و خیال می کنیم به بانکداری بدون ربا رسیده ایم، پول خون اقتصاد است همانگونه که بدون تغییر بودن خون، ضروری است، پول باید تابع شرایط اقتصادی نباشد، پول باید پشتوانه کالایی داشته باشد تا ثبات پیدا کند و مثل خون سالم ثبات داشته باشد.
خبرگان باید در هر کجا که جزء وظایف رهبری است تقسیم کار کنند،رصد کنند و در نظارت رهبر بزرگوار یار و مددکار او باشند. مردم باید خبرگانی انتخابات کنند که بتوانند در وظیفه نظارتی رهبر بزرگوار سهیم باشند.
مثلا در بخش سیاست خارجی کمک کنند تا مسئله حکمت و عزت و مصلحت رصد شود تا خلاف آن صورت نگیرد.
در سیاست داخلی رصد کنند تا سلیقه ها ی مختلف زمینه کاهش قدرت را فراهم نکنند،اگر رقابت میکنند رفاقت را فراموش نکنند.
نتیجه فراموشی رفاقت و پیدایش عداوت و کاهش قدرت این میشود که ما همچنان فروشنده مواد خام نفتی بمانیم و بدلیل کارشکنی گروه بیکدیگر، امنیت تولید از میان برود و ما با مصرف کردن محصولات خارجی مسئله بیکاری و فقر مردم را فراهم کنیم و در داخل گرفتار مسئله فقر و بیکاری باشیم.
در مسائل فرهنگی رهبر معظم مرتب در امر بمعروف و نهی از منکر میفرماید تذکر لسانی.
خبرگان بایستی بکمک رهبر بزرگوار بشتابند و راههای معروف کردن واجبات و منکر کردن محرمات را رصد کنند تا تذکر لسانی شدنی باشد.
ایشان میگویند تذکر لسانی به امر معروف و تذکر لسانی در نهی از منکر. ولی چون واجب معروف نشده و حرام منکر نشده، تعداد تذکر دهندگان لسانی از تعداد شهادت طلبها کمتر است.
اینجانب بعنوان عضو کوچکی از طلاب و روحانیون آرزومندم بتوانیم احکام اسلام را با پشتوانه علمی مطرح کنیم تا دانشگاه های بزرگ جهان که پیشروان تمدن بشری هستند بپذیرند و احکام واجبه اسلام در جهان معروف و محرمات آن در جهان منکر شود.
هرجا که حکم الهی بر مبنای تعبد صرف نیست, تعقلی است و دفاع عقلی و علمی از آن میسر است،حتی قطع دست سارق قابل دفاع عقلی و علمی قابل قبول در دانشگاههای عالم است. والسلام
محی الدین حائری شیرازی
1394/11/13

به گزارش ایسنا، آیت‌الله محی‌الدین حائری‌شیرازی در پاسخ به سئوالی در مورد وضعیت آینده خبرگان رهبری،‌ با اشاره به دوران دفاع مقدس که ایران به لحاظ تسلیحاتی در تحریم قرار داشت و عراق مورد حمایت بود، گفت: آن زمان اگر یک هواپیمای عراق را می‌زدیم، حامیان عراق چند هواپیما به او می‌دادند و من به آینده که نگاه می‌کردم از خود می‌پرسیدم وضع آینده چگونه خواهد شد. حس می‌کردم این دو خط جایی به هم خواهد رسید. نقطه‌ای که ایران دیگر هواپیما نخواهد داشت، اما امروز که وضع را می‌بینم، بدون آنکه وابسته باشیم خودمان به یک قدرت تبدیل شده‌ایم، قدرتی که معنی ابرقدرتی است.
وی اضافه کرد: در زمان قبول قطعنامه پایان جنگ هم نگران بودیم که چه خواهد شد، افق را تاریک می‌دیدیم. ما در شعارها می‌گفتیم؛ جنگ جنگ تا پیروزی. حالا چه خواهد شد؟ امام هم نمی‌دانستند که بعد از قطعنامه چه می‌شود و تعبیر جام زهر را به‌کار بردند، اما همه دیدیم که بعد چه شد.صدام که به دنبال اضافه کردن یک استان به کشور عراق بود، بعد از جنگ فکر می‌کرد اگر کویت را به خاک خود ضمیمه کند، به او ارفاق می‌کنندT اما خداوند به او یک سیلی محکم زد. همان سیلی که امام می‌خواست.

این نماینده فعلی مجلس خاطرنشان کرد:آینده خبرگان هم بسیار خوب است، اصل رهبری با تمام قدرت محفوظ خواهد ماند و خبرگان آینده مانند گذشته است و اتفاق جدیدی نمی‌افتد. حفظ رهبری اهم وظایف است. البته باید از حذف افراد پیشگیری کرد. خود افراد هم باید به این موضوع کمک کنند. بهتر است استخوان‌دارها در صحنه باشند.

وی افزود:البته نباید گروهی رهبری را مصادره کند. انحصار باید شکسته شود و حصرهای خیالی که ایجاد شده باید شکسته شود. این امر اقتدار رهبری را بیشتر و جایگاه رهبری را بزرگتر و پایگاه رهبری را وسیع‌تر خواهد کرد. هرچه این خانه بزرگتر باشد بهتر است.

حائری شیرازی همچنین در پاسخ به این سئوال که چرا از تهران برای حضور در خبرگان رهبری کاندیدا شده‌اید؟ گفت: سلاح توپ 2 خرج دارد، یکی خرج گود و دیگری خرج پرتاب، وقتی قرار است مانعی برداشته شود باید خرج متناسب به کار برود.امروز ما بانکداری بدون ربا نداریم، بانک‌داری بدون قرض داریم، امام فرمود در اسلام کاری کنید که پول کار نکند. این محقق نشد. تمام بانک‌ها هم اعتراف دارند. اگر پول قبل از اینکه به کالا تبدیل شود، خودش کار کند، با مشکل مواجه خواهیم بود.

وی ادامه داد: این حرف‌ها وقتی قرار است اثر گذار باشد باید علاوه بر خرج گود، خرج پرتاب هم داشته باشد. امروز حرف‌ها و ایده‌های من در حوزه بانکداری و اقتصاد و پول اسلامی، خرج گود دارد و آراء مردم تهران به‌عنوان خرج پرتاب عمل می‌کند.اینکه عنوان می‌کنم علوم انسانی غرب خون کثیف است و احکام اسلام به‌عنوان خون پاکیزه باید در رگ‌های جامعه اسلامی جاری شود بسیاری می‌پذیرند، اما برای تاثیرگذاری و نمود پیدا کردن آن نیازمند خرج پرتاب است.

حائری در پاسخ به این پرسش که علت انصراف شما و بازگشت مجددتان چه بود؟ گفت: وقتی دیدم نامم در لیست نیست، با خود گفتم اگر مستقل وارد شوم، باز هم تاثیرگذار نخواهد بود.

وی خاطرنشان کرد: مردم در تهران تک تک افراد را به شکل کامل نمی‌شناسند، لیست‌ها را نگاه می‌کنند. این موضوع در شهرهای کوچک حتی شیراز که 5 نماینده خبرگان از میان 8 کاندیدا باید انتخاب شوند، موضوعی جدی نیست اما در تهران که قرار است 30 نفر توسط مردم انتخاب شوند، جدی است، بنابراین وقتی دیدم نام من در لیست نیست، قصد کردم که کناره‌گیری کنم تا با استخوان‌دارها مقابله‌ای نداشته باشم، اما وقتی به این نتیجه رسیدند که نام من در لیست باشد، از انصراف دادن منصرف شدم. اگرچه انصراف خود را به وزارت کشور منتقل نکرده بودم. حالا هم امیدوارم که با آراء خوب مردم تهران به خبرگان رهبری راه یابم.

وی در پاسخ به سئوال دیگری مبنی براینکه خبرگان رهبری چگونه می‌تواند در حوزه اقتصاد و پول اسلامی،‌ ارائه دهنده راهکار و نظریه باشد، در حالیکه وظایف قانونی این مجلس موضوع مهم دیگری است؟ گفت: وظیفه اصلی خبرگان رهبری، حفظ رهبری و جایگاه والای آن است، اما انجام این وظیفه 2 راهکار دارد.

وی راهکار اول را شکسته نشدن قائم شکسته معرفی کردو با بیان اینکه عده‌ای دنبال این بحث هستند، گفت: اما یک مسئله دیگر هم برداشتن موانع موجود بر سر راه اجرایی شدن نظرات و دیدگاه‌های رهبری است. اینکه موانعی وجود دارد که رهبری نتواند اقتصاد را دگرگون کند. برداشته شدن این موانع، کمک به رهبری و حفظ جایگاه رهبری است.

وی اضافه کرد:مردم امروز وقتی وضعیت بانک‌ها و اقتصاد را می‌بینند، می‌گویند ایشان(رهبری) امضا کرده‌اند. حال عده‌ای می‌گویند مواظب باشیم آسیب به ایشان نخورد. درست. اما باید آبرو بگذاریم تا ایشان بتوانند زلال‌تر و صاف‌تر حرکت کنند.

چقدر ایشان بگویند تولید علم ضرورت دارد. چقدر در مسائل اقتصادی تاکیداتی را مطرح می‌کنند.

وی ادامه داد: خبرگان یعنی تولید اندیشه، بعضی می‌خواهند وضع موجود را حفظ کنند. بعضی نظریه پردازی می‌کنند. سنگر داران بی‌سنگری که آبروی خود را خرج می‌کنند که اسلام رشد کند.

حائری با بیان اینکه من برای فلاحت در فراغت آبرو گذاشتم، افزود: امروز نتیجه آن را می‌بینیم. اینکه شیراز در زمانی که تمام شهرها روزهای آلوده‌ای را تجربه کردند، حتی یک روز آلوده هم نداشت. چه شد؟ باغ‌های قصردشت که قلع و قمع شده است.در فلاحت در فراغت آنها که صاحب باغ شدند، هوایش را خودشان به تنهایی تنفس نمی‌کنند. این هوا برای عموم مردم است. باغ‌ها موجب باران‌زایی می‌شوند. باعث حفظ خاک از فرسایش می‌شود.

وی همچنین در خصوص ورود فرزندش به عرصه انتخابات خبرگان رهبری نیز گفت:از میان فرزندان من، آقا شهاب‌الدین و آقا نظام‌الدین دروس طلبگی را ادامه دادند و من آنان را مجتهد می‌دانستم. اما این عالم ثبوت بود، عالم اثبات نبود. بنابراین وقتی برای ثبت‌نام انتخابات خبرگان رفتم، از ایشان(شهاب‌الدن) هم خواستم ثبت‌نام کند.به ایشان گفتم حداقل این است که بدانند شما مجتهد هستید. و در آزمون هم آیت‌الله شب‌زنده‌دار به او گفته بود که شما مجتهد هستید.اگر نظام‌الدین هم بود به او می‌گفتم حتما ثبت‌نام کند.

وی ادامه داد:در خصوص کاندیدا شدن آقا شهاب‌الدین از شیراز. خب شیرازی‌ها از ما انتظار دارند که ارتباط خود را با آنان حفظ کنم. عضویت در خبرگان رهبری یک رابط بود برای وجود این ارتباط. حال که من را در لیست تهران گنجانده‌اند. از ایشان خواستم که در شیراز کاندیدا شود.

حائری در پاسخ به این سئوال که حضور استخوان‌دارها را در خبرگان رهبری ضرورت می‌داند یا حضور جوانان را؟ گفت: استخوان‌دارها باید نوآوری داشته باشند. جوان‌ها هم باید استخوان‌دار شوند.

وی خاطرنشان کرد: کمال 2 رکن دارد یک رکن ثبات و یک رکن تغییر. اگر ثبات نباشد تغییر موجب متلاشی شدن خواهد شد. از طرفی تغییر نباشد. ثبات باعث کهنگی، پیری و فرسودگی و مرگ می‌شود. برای رسیدن به کمال باید هر دو عنصر ثبات و تغییر را داشت. استخوان‌دارها دارای عنصر ثبات و جوانان دارای عنصر تغییر هستند، این دو باهم موجب کمال خواهد شد.

وی افزود: بهترین کار این است که معظم دانشگاه و معظم بازار با رهبری باشند. اگر همه دانشگاه و بازار باشند که چه بهتر. ما همواره یک حداکثری و یک حداقلی را مطرح می‌کنیم. جذب حداکثری و دفع حداقلی. اینکه کاری کنید که هر کس از گروه من نیست بگوییم ضد رهبری. درست نیست.زمانی آیت‌الله مدنی اشک می‌ریخت که امام را حربه قرار ندهید. می‌گفت هرکس با کسی دعوا دارد امام را می‌گیرد دست می‌زند بر سر دیگری.من شخصا حتی اجازه نداده‌ام در جلساتی که حضور دارم پشت سر افراد حرفی زده شود. اجازه ندادم کسی از اطرافیان و طلبه‌ها پشت سر آسید علی‌محمد دستغیب حرفی بزند.

حائری در ادامه و در پاسخ به اینکه نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید چه خصوصیت‌هایی داشته باشند؟ گفت: قبلا هم گفته‌ام، ما به یک مجلس نمی‌توانیم اکتفا کنیم. این مجلس فعلی مجلس عوام است که براساس تقسیمات کشوری تشکیل شده است. ما نیاز به مجلس کارشناسان هم داریم. مجلسی که نمایندگان صنوف مختلف در آن عضویت داشته باشند.در مجلس کنونی یک تاجر، یک کشاورز، یک صنعتگر، نداریم. اینکه گروه پژوهش مجلس درست کرده‌اند، شاهد حرف من است. زمینه کارشناسی در مجلس ضعیف است بنابراین مرکز پژوهش‌ها را ایجاد کرده‌اند که کارشناس تزریق کند.اما با تزریق کارشناس، طرح‌ها کارشناسی نمی‌شود. کسی از لای کتاب کارشناس بیرون نمی‌آید. اینکه نماینده مجلس باید حداقل فوق‌لیسانس داشته باشد، خوب است اما کفایت نمی‌کند.

حائری در پاسخ به خبرنگاری که نظر وی را در خصوص اظهار نظر رئیس‌جمهور مبنی بر آنکه کلید رابطه با آمریکا در واشنگتن است پرسید، با اشاره به داستان یوسف و زلیخا، گفت: زلیخا یک‌بار در حضور عزیز مصر خواستار زندانی شدن یوسف شد و یک‌بار در حضور دوستانش. جلوی عزیز مصر می‌گوید یوسف قصد دست‌درازی داشته مجازاتش زندان است و در حضور دوستان می‌گوید اگر آنچه می‌خواهم انجام ندهد مجازاتش زندان است.حالا ایران به دلیل اینکه رعایت حقوق بشر را دارد تحریم می‌شود اما موضوع در جهان چیز دیگری عنوان شده است.ما به جرم رعایت حقوق بشر متهم به عدم رعایت حقوق بشر شده‌ایم. بنابراین کلید دست خودشان است. یوسف باید با زلیخا چه بکند؟

حائری در پاسخ به سئوالی پیرامون بررسی صلاحیت‌ها توسط هیئت نظارت، گفت: ما نیازمند هیئت‌های نظارت کارشناسانه‌تری هستیم. کسانی‌که بحث را مدیریت می‌کنند زمان انتخاب ناظران باید بیشتر دقت کنند. به همان دقتی که افراد را بررسی می‌کنند باید نظارت خود را نیز بررسی کنند.

وی تاکید کرد:من در عدالت و پاکی آقایان جنتی و یزدی ذره‌ای تردید ندارم و به آن شهادت می‌دهم، آنان جز خدا هیچ منظور و نظری ندارند. نظار را توصیه می‌کنم که استناد به بند اول و بند دوم و بند سوم، گاهی آبروی افراد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و مشکلاتی پیدا می‌شود. البته ما دور نشسته‌ایم و می‌گوئیم لنگش کن.

وی با بیان اینکه جامعه اختلاف سلیقه دارد، معنایش این نیست که اعتقاد به رهبری در یک سلیقه خاص محدود شود، گفت: قصد این نیست که نظار را کوچک کنم. بحث این است که باید دوره‌های آموزشی منظم ضمن خدمت داشته باشند، هرکس عضو ناظران می‌شود باید دوره‌های خاص را طی کند. دوره‌های نحوه بررسی افکار را ببیند. باید خطیر بودن کار را بداند. پیشنهاد تعطیلی نظار نیست، آنان خدمات بسیار خوبی انجام داده‌اند. بحث من‌باب کامل‌تر شدن کارها و افزایش معلومات و تجارب و نحوه گرفتن اطلاعات از منابع است.

آیت‌الله حائری در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران در خصوص نحوه بررسی صلاحیت داوطلبان خبرگان رهبری و در نظر گرفتن گزینه قبولی در آزمون برای تایید یا رد صلاحیت افراد، گفت: بررسی صلاحیت داوطلبان خبرگان با داوطلبان مجلس تفاوت دارد. نمایندگان مجلس امتحانی را نمی‌گذرانند. اینکه مدرک تحصیلی فوق‌لیسانس داشته باشند کافی است. اما در خبرگان اینگونه نیست.حوزه‌های علمیه مانند دانشگاه اتیکت‌دار نیست. اینکه افراد در دروس نمراتی را داشته باشند. از این جهت گاهی مراجع تقلید تقریرات خود را می‌بینند و تایید می‌کنند. در دوره‌ای آقای ابوالحسن اصفهانی، زمانی که روحانیون را خلع لباس می‌کردند مگر واعظ و امام جماعت و مجتهد. اجازه اجتهاد به افراد زیادی داد. بعدها آقای بروجردی آمد و ایشان به هیچکس اجازه اجتهاد نداد جز یک نفر.

وی با بیان اینکه تجارب شورای نگهبان امروز احتیاط را در حذف می‌گذارد، اینکه 10 تا 100 تا حذف شوند تا یک غیر مطمئن وارد نشود. افزود: کار و قضاوت در این موضوع بسیار دشوار است. اما اینکه بعضی امتحان نکرده پذیرفته نشده‌ و بعضی پذیرفته شده‌اند یک معماگونه‌ای پیش می‌آورد. امیدوارم وحدت رویه روشن‌تری باشد. نمی‌توانیم بگوییم ناظران معصوم هستند. نمی‌توانیم بگوییم چون برخی احساساتی دارند پس در برخی مسائل کوتاهی کرده‌اند. شورای نگهبان افرادی متقی و فاضل هستند و آمده‌اند و آبرویشان را در این راه خرج کرده‌اند. به نظر می‌رسد اگر راهی وجود دارد برای اینکه علم پیدا کرد که افراد اجتهاد دارند، انجام شود. ولو اینکه امتحان خصوصی بگیرند.

سوال یکی از شاگردان آیت الله حائری شیرازی از معظم له:

شاگرد: آیا قضایای یمن ارتباطی با یمانی دارد؟
آیت الله حائری شیرازی: اگر بخواهی چشمت را ببندی و از ترسِ «کذب الوقاتون» چیزی نگویی، خیر. ارتباطی ندارد!
اما اگر بخواهی چشمت را باز کنی، بله. ارتباط دارد!
حالا می خواهی چشمت را ببندی یا باز کنی؟!!

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله ایمانی نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه شیراز(دام افاضاته)
سلام علیکم و رحمت الله
مراتب سپاس عمیق خود را نسبت به الطاف حضرتعالی و جامعه محترم روحانیت و دانشگاهیان و فرهنگیان و بازاریان معزز و همچنین اعضای محترم شورای شهر و تمام اقشار مختلف استان فارس در دعوت از اینجانب براى قبول نامزدی خبرگان از استان فارس ابراز میدارم.
هر خدمتی را که بتوانم برای استان فارس انجام دهم مایه فخر و مباهات اینجانب است . اینک که نامزدی خبرگان استان تهران را پذیرفته ام به فارسی و شیرازی بودن خود افتخار میکنم .
توفیق همه مردم به خصوص امضا کنندگان طومار دعوت از حقیر را از درگاه خداوند متعال از صمیم قلب مسئلت میکنم.

والسلام علیکم و علی عباد الله صالحین
محی الدین حائری شیرازی
7/بهمن ماه/94

قطعا انقلاب ما به‌ امام زمان (عج) تحویل داده خواهد شد
سمت و سوی انقلاب مشخص است اما اینکه در آینده چه اتفاقاتی می افتد هیچ قابل پیش بینی نیست
آنجه برای ما روشن است این است که این انقلاب به دست امام زمان علیه السلام تحویل داده خواهد شد و این قطعی است. و ما آرزو داریم که این رهبری، انقلاب را به دست امام زمان بدهد.

بسم الله الرحمن الرحیم

بدینوسیله از تمامی کسانی که علاقمند به همکاری با ستاد انتخابات آیت الله حائری شیرازی در تهران می باشند، دعوت می شود جهت هماهنگی با شماره تلفن های زیر تماس برقرار نمایند:

021-22850322