پیام به جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی محمد و آله و جمیع الانبیاء و المرسلین
برادران و خواهران جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی؛ از این که به دلیل جلسات هفتگی اخلاق فیضیه موفق به حضور در میان شما نیستم عذرم را پذیرا باشید. حال در حد میسور نکاتی را تقدیم جلسه شما می کنم.
اگر شما به جنبه انقلابی و اسلامی نظام وفادارید مصداق قول الله تبارک و تعالی درباره مؤمن آل فرعون هستید. در قرآن کریم آخرین جمله مؤمن آل فرعون را چنین بیان می کنند. «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ »«غافر/ 44». و خداوند پاداش خدمات و توکل او را چنین می فرماید که « فَوَقٰاهُ اَللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا »«غافر/ 45» و امام صادق علیه السلام می فرماید: « وَ اَللَّهِ لَقَدْ قَطَعُوهُ إِرْباً إِرْباً»«بحار الانوار/ ج 13/ ص: 162». چطور است که خدا او را از سیئات ما مکروا حفظ کرده اما او را ریز ریز کردند. ریز ریز کردن را سیئه نمی داند، کمال توفیق و سعادت می داند. «سیئات ما مکروا» از اصول عدول کردن است. آن ها هر چه کردند او را از عقیده اش بر گردانند موفق نشدند. چون خدا قلب او را مثل قلب مادر موسی به خود مربوط کرده بود. درباره مادر موسی علیه السلام می گوید: «وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسىٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلىٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِین»«القصص/10» اساس ایمان ارتباط با خداست. همان گونه که آب قلیل وقتی متصل به کثیر است ایمن از ناپاکی است. بلکه مطهر ناپاکی هاست. از خداوند خواهانم ربط شما را با ولایت خود حفظ کند تا از وساوس شیطان و نفس اماره محفوظ بمانید.
مشکل نظام جهانی هم عدم ارتباط آن ها با خداست. همه آلودگی ها و بیچارگی های نظام جهانی محصول بریدگی از خداوند است. اینک شمه ای از بیچارگی نظام جهانی را به عرض می رسانم. بشر به پنج حق نیاز مسلم دارد تا بتواند بوی خیر و سعادت را استشمام کند. بشر با محبت به خداوند، به محبت به انسان ها می رسد. همان گونه که تلفن ها با ارتباط به مرکز مخابرات به هم مرتبط می شوند؛ اما تا چهار اصل برقرار نشود بین انسان ها و خداوند اعتماد و محبت به وجود نمی آید.
نخست عدالت و بر مبنای آن امنیت و بر مبنای آن دو آزادی و بر مبنای این سه کرامت انسانی. زیرا تا افراد جامعه به حقوق عادلانه خود نرسند حفظ امنیت استبدادی است. خاموش کردن فریاد حق طلب تحت عنوان حفظ امنیت؛ استبداد است. اما خاموش کرن فریاد زیاده طلب عین عدالت است. پس اول عدالت، بعداٌ انضباط و امنیت. وقتی امنیت عادلانه برقرار شد؛ انسان ها آزادی را استشمام می کنند. حق گویان فرصت حق گویی پیدا می کنند. و وقتی به حرف آن ها توجه می شود؛ کرامت انسانی به معنی واقعی کلمه درباره آن ها رعایت شده است.
بشر از آن گاه که متولیان ادیان در اروپا بعد از یک دوره مبارزه با مسلمات علم تسلیم بلا شرط شدند و پذیرفتند بعد از آن از حدود کلیسا خارج نشوند و مدیریت جامعه را به علم واگذار کنند؛ بشر حکومت های منهای خدا را پایه گذاری کرد. تمدن امروز بشر بر مبنای علم منهای دین استوار است. امنیت در سایه علم منهای دین یعنی مسابقه تسلیحاتی در سایه تعادل وحشت. زیرا از دور رکن امنیت فقط یکی را می توان با علم به چنگ آورد. امنیت رکن اول و برتر از آن خودداری مقتدر از تجاوز به ضعیف است. رکن دوم امنیت، بازداری متجاوز از فکر تجاوز یا تأمین قدرت فائقه است. سلاح بازدارنده که شرق و غرب به مسابقه در آن افتاده است فلسفه اش بازداشتن طرف مقابل از فکر تجاوز است. رکن اول امنیت نه با علم بلکه با دین حاصل می شود و جای آن خالی است.
دین می گوید آنچه داری امانت است و جهان حساب و کتاب دارد. دین می گوید جهان به حیات دنیا پایان نمی یابد حیات ابدی حیات حقیقی توست. «إِنَّ اَلدّٰارَ اَلْآخِرَهَ لَهِیَ اَلْحَیَوٰانُ»«عنکبوت/ 64». دین می گوید نامه عمل که « لاَ یُغَادِرُ صَغِیرَهً وَ لاَکَبِیرَهً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً»«بحارالانوار/ ج 22/ ص: 374» و خوشبختانه با وسایل امروزی مسئله نامه عمل حل شده است. زیرا هر چه با کامپیوتر می کنیم هر وقت لازم باشد در اختیار است.
وضعیت در امنیت مشخص شد: جز تعادل وحشت چیزی نیست و مسلماٌ در عهد حجر امنیت بهتر از عهد اتم بوده است. چون آن زمان وحشت از سنگ پرانی بود الان وحشت از موشک قاره پیما با کلاهک هسته ای است.
در مقوله عدالت همین بس که پنج کشور دارای سلاح هسته ای حق وتو در شورای امنیت دارند و عالم مثل جلسه ای که دویست نفر در آن شرکت دارند، حرفشان را به کرسی می نشانند و بقیه باید قبول کنند. نه به دلیل فهم و درک برتر بلکه به دلیل خطرناک تر بودن آن ها.
در چنین شرایطی صحبت از آزادی و کرامت انسانی آرزوی محالی است.
عزیزان؛ آن چه عرض شد برای تمام فرهیختگان عالم ملموس است و زبان حال همه این ها است «هَلْ إِلىٰ خُرُوجٍ مِنْ سَبِیل»«غافر/ 11» نظام اسلامی می خواهد این سبیل را ارائه کند. همین اندازه که از حق فلسطین دفاع می کند مایه امیدواری است. اما نباید از فریادهای درون نظام نیز غافل شد. امروزه برای فرهیختگان داخلی ملموس است که نظام پولی ما، نظام اقتصادی ما، نه صالح است ونه عادل و اگر وضع به همین منوال بماند نظام انتظامی و قضائی هم به فساد کشیده می شود.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل             چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
سرچشمه فساد دستگاه اقتصادی الگوی پول وارداتی است.
امروز پول یک گردو معادل پول دو خانه شاهانه ششصد و چهل متری نود سال قبل است. خانه ای که امروز بیش از صد طلبه در آن زندگی می کنند و درس می خوانند پدرم به هفتاد تومان آن روز خریده بود. که پول نصف گردو است. اما پول اسلام در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله معادل یک گوسفند بوده. الان هم به همه بلاها که به سر آن آمده کمتر یک گوسفند نیست. مثقال شرعی سه چهارم مثقال رایج است که چهار و نیم گرم است. پول اسلام سه گرم و ثلث گرم طلا است. سیصد و پنجاه هزار تومان قیمت یک گوسفند سی و پنج کیلوئی است.
اگر پول ثابت تأسیس نشود؛ امکان قرض بدون بهره نیست. قرض و ربا نقضین اند. هر جا قرض حقیقی نیست ربای حقیقی است. اگر چه عنوان قانون بانکداری بدون ربا باشد. خدا امام را رحمت کند که دو فرموده بزرگ او را فراموش می کنیم و یک فرموده او را در گوش کرده ایم.
امام فرمود: “متأسفانه حوزه های علمیه ما تجریدی است” و فرمود: “در اسلام پول کار نمی کند کاری کنید پول کار نکند” این دو مطلب که به آن توجه شده است اما آنچه در گوش کرده ایم هر گاه مجلس امری را تصویب کند و شورای نگهبان تأیید نماید کسی نباید اعتراض کند.
روشن است که ایشان برای حفظ وضع موجود چنین فرمود اما برای رسیدن به وضع مطلوب دو دستور فوق را صادر نمود.  «والسلام»

                                                                    محیی الدین حائری شیرازی

مطالب مرتبط

Post navigation

پاسخ دهید