بسم الله الرحمن الرحیم
اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لایسدها شی.
رحلت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی که نمونه بارزی از حدیث فوق بود، به ولی امر عصرمان و رفیق دیرینه اش رهبر عالیقدر و مراجع عظام و علمای اعلام و بیت مکرمشان، همسر بزرگوار و فرزندان ایشان و جمیع مومنین و علاقه مندان حضرتش عرض تسلیت گفته، خدایشان صبر جمیل و در پی آن اجر جزیل عنایت بفرماید.
عزیزان در سوگ نشسته این بزرگمرد مطالبی گفتند. من هم مطلبی عرض کنم:
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد که در نظر آید

من همیشه در جمله ای که رهبر انقلاب در زمان ریاست جمهوریش در سفر به شیراز برایم نقل کرده بودند:” که امام راحل آقای هاشمی را به شدت دوست دارد. هر وقت به سفر می رود و باز می گردد به شکرانه و سلامتش دو قربانی می کند و این عمل را برای احدی انجام نمی دهد”
همیشه علت و ویژگی خاص ایشان را جستجو میکردم. اکنون که مقام معظم رهبری در پیام خود فرمودند ایشان در هیچ شرایطی از عشق و علاقه اش به این حقیر کاسته نشده و فرمودند اختلاف ها اجتهادی بود و جز تفاوت نظر چیزی نبود، معما برایم حل شد.
چقدر بزرگ میشود شخص نزد خداوند وقتی برای رضای خدا و خدمت به مردم مطلبی بگوید و نگران نباشد چه بازتابی برای او به ارمغان خواهد آورد.
این شخص حتما باید گرده ای از اخلاص علوی بر روح و روانش نشسته باشد که اینچنین رضای خدا را در نظر بگیرد و از برداشت های مخلوقین نهراسد، علت علاقه شدید امام راحل به ایشان کشف همین اخلاص و ظرفیت کم نظیر وی در کارها بود.
پیام اینهمه محبت همگانی امروز به ایشان این است: لمثل هذا فلیعمل العاملون.
وصف حال ایشان را سعدی علیه الرحمه چه زیبا از زبان شمع به پروانه میگوید:
که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری و نه پای ایست
تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استاده‌ام تا بسوزم تمام
تو را آتش عشق گر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت

والسلام علیکم و رحمت الله
محی الدین حائری شیرازی 20/دیماه /95

«بسم الله الرحمن الرحیم»
«إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون»
حضرت حجت الاسلام و المسلمین واحدی نماینده جمهوری اسلامی در سوریه؛ و حجت الاسلام باقی زاده و خانواده بزرگ شرعی؛ بیت علم و تقوی، منوّر به نور شهادت و مفتخر به کمال خدمت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی؛ خانواده ای که همه وقف راه اسلامند. چه ملبس به لباس روحانیّت و چه ظاهراً غیر روحانی و باطناً مروج دین و سراپا در خدمت مسلمین. «حفظهم الله بعنایته، جعلهم من انصار الصدیقه الطاهره و ابیها و بعلها و بنیها سلام الله علیهم اجمعین».
رحلت مرحوم آیت الله حاج شیخ محمّد علی شرعی در آستانه اربعینِ فرزند رشید ایشان مرحوم آقا مصطفی شرعی «طاب ثراه و جعل الله الجنه مثواه» را به همه خانواده و بستگان و نزدیکان تسلیت عرض می کنم.
مرحوم آیت الله شرعی چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن باب الحوائج طلاب و مظلومین بود؛ آن سیلی که ایشان به سرسخت ترین بازجوی ساواک زد؛ ضربه ای کاری به نظام کفر و طاغوت بود. همه از ازغندی سیلی خورده بودند و ازغندی از قهرمان روحانیت و مبارزه سیلی خورد.
پدر و پسر هر دو شیر بیشه مبارزه و مجاهده بودند، هر دو با هر گونه انحرافی در ستیز بودند. خدایشان رحمت کند و اجرشان با «فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین» باشد.
برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل آرزومندم. این مصیبت را به امام زمانمان که قربانی راه او شدند و رهبر بزرگوار و مراجع عظام و علماء والا مقام تسلیت می گویم. والسلام.
محی الدّین حائری شیرازی
یکشنبه 2 ربیع الثانی 1438، 12 دی 1395

اخیراً در فضای مجازی مطالبی در ارتباط با محل دفتر امام جمعه سابق و کنونی شهر شیراز منتشر شده است. حضرت آیت الله حائری شیرازی پس از رؤیت خاطره ی نسبت داده شده به ایشان، این خاطره را تکذیب نمودند.

متن تکذیبیه ی ایشان بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از امام جمعه ی اینجانب، [این] خانه مصادره شده بود. افرادی در حکم دادگاه تشکیک می کردند. [از طرف دفتر حضرت امام] تذکر داده شد که در احکام دادگاه ها تشکیک نکنید. تاریخ مصادره در پرونده ی کاملا مشخص است. مطالبِ خلاف آنچه در بالا ذکر شد، تکذیب می شود.

والسلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حتی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ.» 1
در نظرم آمده بود که بعد از سال‌ها حصر خانگی آقایان، وقت آن است که رحمتی شود و این حصر پایان یابد و شکافی که متوقعین رفع حصر را جدا می‌کند بهم آید که آیۀ فوق و روایت «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّه»2 نظرم را عوض کرد.
هر علتی از افکار، اعمال و اخلاق، که نعمتی را از انسان سلب می‌کند، تا انسان آن علت را تغییر ندهد، محال است آن نعمت را خداوند به او برگرداند. آقایان باید از «دعوت مردم به ریختن در خیابان» تغییر کنند تا رفتار با آنها تغییر کند.
وقتی فکر می‌کنم در رابطه با «بانک‌ها»، «خشکسالی» و «تبدیل باران به مصیبت» درمی‌یابم که اینها، نتیجه رفتار ما با حکم رباست. ما بانکداری «بدون قرض» را بانکداری «بدون ربا» نامیدیم و صحت آن رابه خدا نسبت دادیم.
امام راحل به مسئولان بانک‌ها فرموده بودند: «کاری کنید پول کار نکند، در اسلام پول کار نمی‌کند.» امام پول کار کردن را به «خدا» نسبت نداد، به «ناچاری و بیچارگی» مربوط کرد و فرمود: «هرگاه مجلس امری را تصویب کند و شورای نگهبان تایید کند کسی نباید مخالفت کند.» شورای نگهبان نیز نه بدلیل «احکام اولیه» بلکه بدلیل ضرورت و اضطرار و «احکام ثانویه» قانون بانکداری را تایید کرد. احکام ثانویه هم مثل احکام اولیه از اسلام است اما نباید فراموش کنیم که «قرض بدون بهره» جزء اسلام است و بانکداری فعلی «بانکداری بدون قرض» است. وقتی دانشمندان و مردم باور کنند و بپذیرند، که بانک داری فعلی بانکداری حلال است و اینکه در بانک‌های ما پول کار می‌کند، خداوند آن را امضا کرده و تایید نموده است و مسئله ضرورت و اضطرار نیست، ما با خدا بدرفتاری کرده‌ایم و مصداق این آیه‌ایم: «وَمَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا.» 3
خداوند مبرا است از اینکه «پول کار کردن» را امضا کرده باشد. گناه بهتان زدن به خداوند، بالاتر از اصل گناه نباشد کمتر نیست. در حال حاضر به ادعای بانک‌های کشور، تورم یک رقمی و حداکثر 9 درصد است. چرا سود تسهیلات بانکی هجده درصد است؟ خواهند گفت که این 9 درصد اضافی، کارمزد است. اگر یک بازاری 9 درصد روی قرضی که به کسی می‌دهد سود بگیرد و بگوید کارمزد است، شما می‌گویید حکم خداست که حلال است؟ یا می‌گویید رباست؟ اگر این کار حلال است پس ربایی که حرام است چیست؟ آن یک درهم ربا دادن یا ربا گرفتن که آن گناه کذایی را دارد کدام است؟4
جمهوری اسلامی و علماء عظیم الشان، محبوبان خداوند هستند ولی «إِنَّ اَللَّهَ یُحِبُّ اَلْعَبْدَ وَ یُبْغِضُ عَمَلَهُ.»5 خداوند دشمن می‌دارد کسی که گرفتن کارمزد اینچنینی برای قرض را حلال می‌کند. اگرچه حلال کننده از دوستان خدا باشد. خداوند نعمت خود را حبس می‌کند تا دوستان او آنچه مغضوب اوست ترک کنند و محال است بدون ترک آن عمل ناشایست توسط دوستان، خداوند نعمت را آزاد کند. این قرآن کریم و این شما: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّکُمْ أَنْهَارًا.» 6
آیا همه خشکسالی‌ها طبیعی، اقلیمی و جغرافیایی است؟ آیا این اتفاقات مربوط به تغییرات آب و هوایی جهانی است؟
آیا امکان ندارد دوستان خدا، مرتکب امری شوند که بارندگی بموقع و نافع آنها، کم شود و ضررهای بارندگی افزایش یابد؟ آیا امکان ندارد دوستان خدا امری که برای خداوند عظیم است جدی نگیرند و خدا بر آنها نپسندد که در غفلت بمانند و برای رفع غفلت ایشان، نعمت باران را حبس کند و یا با خسارت همراه نماید؟
اگر چنین احتمالی ولو به احتمال ضعیف ممکن باشد بدلیل عظمت محتمل، باید جدی گرفته شود و به قول بعضی بزرگان متاسفانه جدی گرفته نشده است.
اگر حبس نعمت و یا همراهی آن با مصیبت بدلیل سهل انگاری در امر عظیمی که عظیم‌تر از آن قابل تصور نیست باشد، تا هر زمان آن سهل انگاری تغییر نکند، حبس نعمت نیز تغییر نخواهد کرد. نماز باران هم در چنین مواردی موثر نیست چون نماز باران، تغییر نیست. «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حتی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ.» 7
والسلام
محی الدین حائری شیرازی

1 . خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. سورۀ رعد، آیۀ 11.
2 . بکوشید که به اخلاق خدا متخلّق شوید. بحار الأنوار، ج ‏58 ص129.
3 . کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بیگناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است. سورۀ نساء، آیۀ‌ 112.
4 . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: یک درهم ربا نزد خداوند عزّوجلّ بدتر از هفتاد بار زنا با محارم در خانه خداست است. من لا یحضره الفقیه : 4/367/5762.
5 . همانا خداوند بنده‏اى را دوست اما کردار او را دشمن مى‏دارد. خطبۀ 153 نهج البلاغه.
6 . به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد! سورۀ نوح، آیۀ 10-12.
7 . خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. سورۀ رعد، آیۀ 11.‌

بسم الله الرحمن الرحیم
رحلت مرحوم حمید سبزواری زنده دلی که به قول خودش: تو نمردی و مردن تو را نیست……….زنده ای زنده تا روز محشر
مرگ برای چنین انسانهایی انتقال از جایگاه رحمانی به پایگاه رحمت رحیمیست.
کسیکه رحمت رحمانی امانت های بزرگ پروردگارش را که قریحه شعر وبیان سحر آسایش بود در راه رضای خداوند بکار برد و حق امانت را رعایت نمود حال نوبت خداوند متعال است که او را راضی کند .شعر او در سوگ مرحوم شهید مطهری بهترین تسلا برای امام و امت بود و آوای جلودار او بهترین نوای چاووشی برای حرکت بسوی آزادی قدس و نجات فلسطین بود چه خوب است که ایشان الگوی برای هنرمندان در هر رشته ای باشد اگر چنین شود سینما تئاتر و قلم و بیان ما بهترین سلاح مبارزه با با بی عفتی و بی بند و باری فرهنگی و سیاسی و اقتصادی خواهد شد خدایش از جمله اصحاب صاحب الزمان قرار دهد. این فقدان را به رهبر بزرگوار و سلسله جلیله هنرمندان و خانواده آن عزیز هنرمند تسلیت عرض کرده صبر جمیل و اجر جزیل برای بازماندگان از خدای جل و جلاله مسئلت میکنم.
محی الدین حائری شیرازی

شخصی پیش من آمده بود و از تعبیری که جایی درباره او به زبان رانده بودند، ناراحت بود. به او گفتم حرفی درباره تو زده ‏اند که دلت از آن حرف آتش گرفته است. اما آیا برای ظلمی است که به خودت شده، یا بیشتر از آن می‏ سوزی که ظلمی به آنها شده، آن هم از طرف خود آنها؟
گفتم، فرض کن تو در بلندی نشسته‏ای و طرف دستش به تو نمی‏ رسد، هرچه می‏کند، چیزی گیر نمی ‏آورد زیر پا بگذارد تا دستش به تو برسد. بچه ‏ی شیرخواره خودش را که در آن نزدیکی است، برمی‏دارد و زیر پایش می‏گذارد تا قدّش بالا بیاید یعنی به‏ اندازه‏ ی شصت هفتاد کیلوبار روی بچه‏ ی شش‏ ماهه فشار می ‏آورد تا سه تا مشت به تو بزند. تو در آن حالت که بچه ‏ی او زیر پایش دارد جان می‏دهد، در بند این هستی که مشت می‏خوری یا دلت برای آن بچه می‏سوزد؟
گفت: قطعا بچه‏ ی او که زیر پایش دارد جان می‏دهد. برای من بی‏نهایت رنج‏ آور است.
پرسیدم: بچه آدم پیشش عزیزتر است یا ایمانش؟
برو ببین آن که به تو ناروا نسبت داده، آیا در قلبش لذت مناجات با خدا مانده؟ دیگر از اشک شب چیزی مانده؟ سپس توصیه کردم که: اگر می‏خواهی از خودت دفاع کنی، مبادا پا روی ارتباط خودت با خدا بگذاری و چیزی به طرفت بگویی که شرع اجازه نداده است.
قرآن می‏فرماید: «وَلا یجرِمَنّکم شنئان قومٍ عَلی اَلاّ تَعدِ لُوا اِعدِلُو هُوَ اَقرَبُ لِلتّقوی». بغض کسان دیگر شما را بر آن ندارد که از عدالت خارج شوید؛ عدالت را حفظ کنید، برای تقوای شما عدالت بهتر است: «اِعدِلُوا هُوَ اَقرَبُ لِلّتَقوی».
در وقت دفاع از خود، چیزی نگویید که به آن یقین ندارید والاّ شیطان کلاه سرتان گذاشته و ایمان شما زیر پا رفته و له شده است. اگر بخواهید توی کوچه، خیابان با کسی دست به یقه شوید، بچه به بغل دعوا نمی‏کنید، چون بچه وسط دعوا له می‏شود، مواظب باشید ایمانتان وسط این دشمنی‏ها له نشود که از بچه مهمتر است.

آیت الله حائری شیرازی:
ندیدید آقای جوادی [درباره ی بانک ها] چی گفت؟ حرف دلش را می زد. اما می آیند و به ایشان می گویند اگر این حرف را زدی و بانک ها تعطیل شد کشور از بین می رود ها!
ایشان هم [حرفش را] ماست مالی می کند. بعد ایشان می گوید اگر معاملاتشان مشروع هست اشکال ندارد! یک “اگر” می آورد!
اینطور که نشد!
قالب این خشت تو بر هم بزن
خشت نو از قالب دیگر بزن
———————————————————–

آیت الله جوادی آملی: حقوق این بانک های ربوی حرام است

در خرید و فروش ربوی بایع ملعون است، مشتری ملعون است، سند نویس ملعون است، شاهد ملعون است/دیرکرد بانکی ربا و حرام است. این بانکدارهای بیچاره وقتی که بدانند این رباست، کار اینها می‌شود حرام؛ وقتی کار اینها حرام شد، حقوق کارمندان اینها می‌شود حرام، چرا عمداً به جهنم می‌روند؟!

به گزارش آرمان پرس: آیت الله عبدالله جوادی آملی : اقتصاد مقاومتی که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند به معنای پر بودن جیب ملت و دوری از تملق و چاپلوسی از قدرت‌ها است.
آیت الله جوادی آملی، اضافه کرد: ملتی که دستش خالی شد اهل بساز می‌شود نه اهل سوز و ما باید توجه داشته باشیم که تنها نمی‌توانیم با شعار دادن استقلال کشور را حفظ کنیم.
وی همچنین با اشاره به وقوع سرقت‌های مختلف در شهرهای کشور این مسئله را ناشی از جهل و بازگشت به دوران جهالت دانست و افزود: ما کشوری هستیم که یک درصد جمعیت جهان را و نیز ده درصد منابع طبیعی دنیا را در اختیار داریم.
مرجع تقلید شیعیان، گفت: بانک‌ها در راستای استفاده مردم از منابع طبیعی وظیفه دارند آنان را راهنمایی و کمک کنند تا بتوانیم در عرصه‌های مختلف شاهد شکوفایی باشیم.
وی تأکید کرد: کسانی که در نظام اسلامی مسئولیت بر عهده دارند اما نمی‌توانند از عهده بار مسئولیت خود برآیند باید پاسخگو باشند.
آیت الله جوادی آملی، در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص اخذ دیر کرد توسط بانک‌ها ابراز داشت:گرفتن ربا و جریمه دیر کرد در دین اسلام حرام است اما می‌بینیم که متأسفانه بانک‌ها همین پول‌ها را از مردم می‌گیرند و بعد به عنوان حقوق به کارکنان خود می‌دهند و آنان هم آن را به خانه می‌برند در حالی که باید بدانیم اگر کاری حلال نباشد حرام است و سرنوشت آن رفتن به جهنم خواهد بود.
وی بیان داشت: امروز متاسفانه ربا به جای قرض الحسنه وارد سیستم بانکی شده است و کسی به دیگری رحمی نمی‌کند.
استاد برجسته حوزه با تأکید بر اینکه نباید در جامعه عطوفت و عاطفه فراموش شود، افزود: جامعه باید با گذشت و عطوفت اداره شود.
بانک‌ها باید منابع و امکانات خود را در اختیار مردم قرار دهند تا آنان آن را در مسیر تولید و رونق به کار بگیرند.
اگر کسی گرفتار یک بانک شد که حالا روز جمعه بود و نرسید بدهد ،فردا چون یک روز تأخیر شد خسارتش تأخیر «تأدیه» دارد یا در ترافیک گیر کرده آن روز نرسیده خسارت تأخیرش را باید دهد، این‎جاست که آن روایات غلیظ و شدید وارد است. در کارهای مهم یک بایع داریم، یک مشتری داریم، یک شاهد داریم، یک سند داریم، این کارهای مهم است؛ این طایفه از روایات می‌فرماید که درخرید و فروش ربوی بایعملعوناست،مشتری ملعوناست، سند نویسملعوناست، شاهدملعوناست،همه رالعنتکرده است و این قاعده فقهی را هم که همه شما مستحضرهستید «إِنَّ اللَّهَ إِذَا حَرَّمَ شَیْئاً حَرَّمَ‏ ثَمَنَهُ».
اینبانکدارهای بیچارهوقتی که بدانند این فاکتور بازی است و اینروحش رباست، کار اینها می‌شود حرام؛ وقتی کار اینها حرام شد،حقوق اینهامی‌شود حرام، چرا عمداً به جهنم می‌روند؟! حقوق در برابر یک کار حلال است، مگر کسی کار حرام کند، حقوق می‌تواند بگیرد ؟«إِنَّ اللَّهَ إِذَا حَرَّمَ شَیْئاً حَرَّمَ‏ ثَمَنَهُ» این از قواعد متقن فقهی ماست.
مجلس شورای اسلامی خدا حفظشان کند که تلاش و کوشش کردند و تصویب کردند، شورای محترم نگهبان تصویب کردند و همه را اسلامی کردند، ما داریم با فاکتور این مسئله را «کأن لم یکن» می‌کنیم و می‌دانیم که این فاکتور بازی است و این روحش رباست. اگر آنکه مصوبه مجلس است و آنکه مصوبه شورای نگهبان است، همان عمل شود که مشکلی نیست و ربایی در کار نیست یا مضاربه است یا عقود دیگر که اسلامی است، اما اگر به صورت فاکتور بازی باشد، طرفین بدانند، بگوید ما کار نداریم برو فاکتور بیاور، این می‌شود کار ربا و وقتی کار حرام شد، حقوق آن هم می‌شود حرام، ما هم مرگ را فراموش کردیم، هم خطوط کلی فقه را فراموش کردیم و نمی‌دانیم کجا داریم می‌رویم؛ این ﴿بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ﴾ خطری است که دامن‎گیر همه ماست. 
بنابراین در این روایات باب همه؛ یعنی بایع، مشتری، سند نویس، کاتب و مشاهد همه را لعن کرده است.اینکه در پایان سورهٴ مبارکهٴ «بقره» فرمود کاری که می‌کنید ﴿وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ﴾؛ وام می‌دهید یا تجارت می‌کنید، سند تنظیم کنید و شاهد بیاورید ﴿إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدیرُونَها بَیْنَکُمْ﴾ حالا یک مقدار پیاز، یک مقدار سیب زمینی، یک بسته نان، یک بسته آب دارید می‌خرید این دیگر سند نمی‌خواهد ﴿إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدیرُونَها بَیْنَکُمْ﴾؛ یک تجارت دایر و رایج و دارج روز سند نمی‌خواهد، اما خرید و فروش‎های مهم سند می‌خواهد؛ همه اینها را در آن آیات و روایات لعن کرده است. دینی که می‌خواهد جامعه مقاوم باشد، دینی که می‌خواهد جامعه کریم باشد، روی پای خودش بایستد، مزدور کسی نباشد و نان مزدوری نخورد، این دین شریف پرور و کریم پرور است؛ شرع و شرف را به هم آمیخت که ملت متشرع شریف خواهد بود.

رئیس‌ مجلس آلمان غربی در دوره آقای خاتمی به ایران آمد. آن موقع بحث روز، گفتگوی تمدن‌ها بود و ایشان هم روی این مسئله مانور می‌داد. زمانی که خواست موضوع گفتگوی تمدن‌ها را شروع کند من گفتم که می‌خواهم در ابتدا سؤالی از آقای رئیس‌ مجلس بپرسم. گفتم اگر ۲ نفر با هم دعوا می‌کردند و یک نفر سومی آمد به هر کدام‌یک چوب داد، آیا به این دو نفر خدمت کرده است یا خیانت؟ او ترسید که اگر بگوید خیانت کرده من مچ او را می‌گیرم که شما در دوره جنگ به عراق و ما کمک می‌کردید. برای رئیس مجلس هم، چنین گافی خیلی سخت است. آخر یک جوانی بود که گفت من عضو حزب سوسیالیست هستم و جزو نماینده‌ها بود. این جوان دیگر حوصله نکرد و گفت جواب شما روشن است و این فرد به هر دو نفر خیانت کرده است. ایشان هم ناچار شد که بگوید خیانت کرده است. البته بعد من دل او را آرام کردم و گفتم که سؤال من سیاسی نیست. من می‌خواستم بگویم که نتیجه علم منهای دین، این است. این‌که دائم تو سر دین می‌زنند و می‌گویند که دین باعث عقب‌افتادگی است، یک‌بار هم به دین فرصت دهید که از خودش دفاع کند. دانش که تاج افتخار بشریت است تابه‌حال چه‌کار برای بشریت کرده است. بشر در ابتدا الف بود و ب. دانش آمد و دائم یکی به این داد و یکی به آن. بعد از این‌که این فرد قبول کرد که چنین اقدامی خیانت است.
سؤال دوم را مطرح کردم. گفتم شما معتقدید که آیا اول باید یک نفر را مسلح کرد و بعد او را اصلاح کرد یا این‌که اول او را اصلاح کرد و بعد مسلح کرد؟ در پاسخ به این سوال هم کمی این پا و آن پا کرد و بعد گفت اول اصلاح و بعد تسلیح، گفتم خب شما که می‌گویید ابتدا باید اصلاح و بعد مسلح شود اگر کسی اصلاح نشده مسلح شد باید او را خلع سلاح بکنیم یا خیر؟ او هم ناچار شد که بگوید باید خلع سلاح کنیم.
گفتم پس آن چیزی که می‌تواند جامعه را اصلاح کند ۳ چیز است: خلع سلاح فاسدها، اصلاح و تسلیح. این‌که ما بیاییم و با یکدیگر حرف بزنیم،‌ اما هیچ ضمانت اجرایی نداشته باشیم چه اهمیتی دارد. دیدید که گفتگوی تمدن‌ها هم کم‌کم خاموش شد. من تاکید کردم که ما ضمانت اجرایی می‌خواهیم و شرط امنیت، اینهاست. این‌که می‌گویم خودسرانه کار کردن، عاقبت ما را به این روز نشانده است که از باران فرار می‌کنیم و می‌رویم زیر باران می‌ایستیم. این‌که ما الان به این روز نشسته‌ایم به خاطر خودسری است. یعنی من طوری زندگی می‌کنم که دیگران مرا بپسندند، حالا گیرم که همدیگر را پسندیدیم. اگر فقط ما بودیم و غیر از ما کسی نبود حرفی نداشتیم، اما عالم صاحب دارد و این طور رفتار، خودسرانه است.

خدا ما را از یک‌سو حساب‌شده تحت‌فشار قرار می‌داد و از سویی دست ما را می‌گرفت تا از درون پوچ نشویم. یک‌بار که مرا به شکنجه‌گاه بردند دست‌هایم را از پشت بستند و … کیسه‌ای از شن را هم به آن آویختند و مرا روی یک‌پا نگه داشتند و شکمم را نیشگون گرفتند. من در این حال گفتم: خدایا تو می‌بینی! وقتی مأمور شکنجه آقای رضوانی که با عده‌ای من را تماشا می‌کرد این جمله را شنید، پرسید چه گفتی؟ من آن جمله را تکرار کردم. او همراهانش را از شکنجه‌گاه بیرون کرد و شلاقی را که در دست داشت به گوشه‌ای پرت کرد و خود را روی مبلی که در آنجا بود انداخت و با سرافکندگی گفت: تف بر این نانی که ما می‌خوریم! سپس دستبند را باز کرد و از من عذر خواست. از آن به بعد از مریدان من شد»

بسم الله الرّحمن الرّحیم
یهود برای استحاله ی اسلام اهل سنت، وهابیّت تکفیری را جعل نمود و برای استحاله ی تشیّع، بهائیت را تأسیس کرد. وهابیّت، افراط در سنت گرایی است و بهائیت، افراط در تجدّد خواهی و سنت شکنی است.
حکم نجاست کافر برای پیشگیری از نفوذ کافر در اسلام و مسلمانان است. می بینیم مسیحیّت در یهود حل شد. چون حکم به اجتناب از آن ها را نداشت. اما اسلام به وسیله ی حکم نجاستِ کافر، مصونیّت یافت.
اینکه علماء بزرگ نسبت به مراوده فرزند یک شخصیّت با افراد شناخته شده‎ی جریان کذایی (بهائیّت) موضع گیری می‎کنند؛ دلیلش استشمام عادی سازی روابط با ایشان است و عادی سازی، در جهتِ عکسِ مسئله ی نجاست کفار است.